جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
377
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
و تمام چاى مصرف محل محصول هند بود كه از راه بندر عباس و يزد وارد مىكردند . قسمت عمدهء پارچههاى نخى و چلوار مال روسيه ، اما پارچههاى سفيد با مارك كارخانهء بمبئى بود و نه فقط پارچههاى منچستر را با علامت بمبئى ، بلكه مقدار عمدهاى هم پارچههاى مارك منچستر ديدم كه موجب نهايت خشنودى بود ، زيراكه شاهرود فقط در چهار منزلى بندر روسيه در درياى خزر واقع شده است . با چند شاهى مقدار زيادى انگور سفيد بسيار لذيذ خريدم با اين انگورها در شاهرود شراب مىسازند . بسطام - با آنكه شاهرود حاكمنشين حوزهء بسطام و شاهرود است حاكم در آنجا اقامت ندارد و مركز حكومت هم نيست و آن در شهر بسطام است كه در سه ميل و نيمى شمال شرقى شاهرود واقع شده و قدرى هم دور تر رودخانهاى به همين نام هست . بسطام كه يك نام خاص مازندرانى است از شاهرود حاصلخيزتر و آبادتر است و در ميان زوار مسلمان محل بسيار مقدس نيز به شمار مىرود ، زيراكه شيخ سلطان بايزيد در آنجا مدفون است . وى مرشد يكى از فرقههاى دراويش بوده كه در صحن مسجد زيبائى مدفون شده و آن مسجد فعلا به كلى خراب است . در سال 1874 ميلادى بر اين مسجد كه گنبد آن را يكى از شاهزادگان مغول به سال 1213 ساخته منارجنبانى نظير آنچه در اصفهان هست و ذكرش خواهد آمد اضافه كردند و اگر كسى از بالا منار را تكان بدهد خواهد جنبيد . سرهنگ لووت راز اين تكان را به خاصيت ارتجاع آجر و سيمان كه در آن به كار رفته است نسبت داده و با مرور زمان سيمان قابليت ارتجاعى بيشترى يافته و باعث حركت منار شده است . بعلاوه در بسطام برج آجرى حيرتآورى هست كه محيط خارجى آن را مىتوان سگدندان ناميد بواسطهء چند برآمدگى روى آن مانند برجى كه در رى هست و از آن صحبت خواهيم داشت . فرستادههائى از جانب حاكم - به محض ورود به پستخانهء شاهرود كه از اين لحاظ بىنظير مىنمود كه بالاخانهاى سهاطاقه داشت من متوجه علايم