جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
23
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
آن شرح اجمالى بيان كنم و ماجراى ورودش را به دورهء قرن حاضر ( نوزدهم ) و بخصوص نيمهء دوم اين قرن ( مدتى كه كموبيش همزمان عهد سلطنت پادشاه فعلى است ) در جرگهء سياسى ملل و مساعى آن را در انس گرفتن با جامهء بىقوارهء تمدنى كه به صورت ناهنجارى بر قامت او افتاده است شرح بدهم تا اينكه هركسى كه به نحوى از انحاء مشتاق درك اين حقيقت باشد كه ايران دورهء ناصرى چه وضع و حالى دارد و چگونه بايد به آن سرزمين رسيد و بعد از ورود در آن كشور به كجاها رفت و در پى چه بود و چه ديد و راجع به آن سابقا چه كارهائى شده است و ديگران چه اكتشافى نموده و يا مطلبى گفتهاند و از چنين فردى چه كار تازهاى ساخته است شايد طى اين اوراق دستگير او بشود و در اينجا نه فقط به گزارشى در باب وضع موجود دسترسى مىيابد - شرح زمان زودگذر - ولى روىهمرفته از فصلى به فصل ديگر جريانات و وسايلى را كه آن دولت برانگيخته است خواهد شناخت و تنها از طريق وقوف بر اين چيزهاست كه وى خواهد توانست مسائل مطمح نظر را دريابد و يا اينكه قادر به اتخاذ نظر از لحاظ پيشبينى وضع و حال آينده شود . خلاصه من سعى خواهم نمود كه در باب ايران همان خدمتى را انجام بدهم كه نويسندگان زبردستترى راجع به بسيارى از كشورهاى ديگر كه واجد اهميت مشابهى بودهاند كردهاند ، چون دو قرن است كه هيچ نويسندهء انگليسى به تنهائى راجع به ايران درصدد برنيامده است كه تصويرى جامع و تمامنما از آن سرزمين پادشاهى فراهم و تقديم كند . مسافرت - در خاتمه هرگونه داستانهاى گوناگون يا پيشآمدها را در حدود امكان به متن خواهم افزود چون اگر اين كار نشود مطالب تا اندازهاى خشك و خشن خواهد نمود ازاينرو شرح زندگانى مسافرين را در مشرق زمين و ماجراهاى تازه ولى به ندرت حائز اهميت مربوط به مسافرتم را هم بيان خواهم كرد .