جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

334

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

وى هر سال به مناسبت داشتن اين حق و امتياز مبلغى به جناب وزير تقديم مىكند . ازاين‌رو تهيهء مستخدمين و اسبهاى هر چاپارخانه با اوست و سعى او حداكثر استفاده از آن كار است و بزرگترين نگرانىاش هم اين است كه مبادا در آخر سال شخص ديگرى با پرداخت مبلغ بيشترى اين حق را از او سلب كند ازاين‌رو تعجب‌آور نيست كه چاپارخانه‌ها وضع مخروب و زننده‌اى دارند و اسبها كاملا وارفته و مفلوك‌اند و اين سيستم خراب موجب دور و تسلسل است و معلوم نيست آن حيوانات بيشتر سزاوار ترحم‌اند يا مسافرانى كه بايد سرتاسر راه آنها را با شلاق پيش برانند . موافقان و مخالفان چاپار - ولى قصدم اين است كه رنج‌ها و خوشىهاى سفر با چاپار را اگر اصلا اين كار خوشى داشته باشد در مقابل هم قرار داده حكم عادلانه‌اى بكنم . اين طرز مسافرت را سياحان متعدد بنابر سليقه و استقامت و طالع خودشان تعريف‌هاى متفاوت كرده‌اند . بعضىها آن را مايهء انبساط خاطر و بعضى موجب نفرت و برخى نيز عذاب اليم پنداشته‌اند و راجع به هريك از سه عقيدهء مزبور شايد مختصرى بتوان اظهارنظر كرد . قسمت عمدهء كار بسته به اين است كه جاده تا چه اندازه محل رفت‌وآمد و مجهز است . بعلاوه بايد ديد كه هوا در موقع مسافرت چه وضعى داشته و اصلا در چه فصل سال بوده است و تا حد زيادى هم مربوط به فقدان مسافر مىشود . جادهء بين مشهد و تهران چندان محل رفت‌وآمد نيست مگر بوسيلهء زوار كه با قافله يا كاروان حركت مىكنند و بنابراين در هر ايستگاهى بيش از پنج شش اسب نيست و گاهى كمتر است و اين اسبها چنان كه من ديده‌ام غالبا از خوراك كافى محروم بوده و يا دست و پا شكسته‌اند . حيواناتى لاغر و بدپا و با جراحتى در پشت كه بعضى وقت‌ها زين نهادن بر آنها سخت متعسر است و بهترين اسب‌ها را كه در اختيار من مىگذاشته‌اند در شرايط عادى اسبى متوسط الحال محسوب مىگرديد و بر بدترين آنها سوار شدن زجر و مجازاتى بود كه هر دانته آينده ممكن است كهنه‌كارترين دشمن خود را به سوارى آن در درجات اسفل دوزخ