جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
325
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
ولى ترجيح مىدهم كه موضوع را فقط از جهت تجارتى مورد بررسى قرار دهم و فرض كنم كه جامعهاى پابند به آن است و همچنين سرداران و سرهنگان نيز ترجيح مىدهند عقيدهء شخصى خود را محفوظ بدارند . مخالفان - بنابراين خيال كنيم كه خطآهن فرضى ما تا سيستان رسيده باشد . در اين صورت فايدهاش چيست و بعد از رسيدن به آنجا چه كارى انجام خواهد داد . عدهاى اعتراض دارند كه خصوصيات آن سرزمين براى تجارت يا استعمار به حد يأسآورى نامساعد است . اين عده تصاوير رقتآورى از جنبههاى ناخوشآيند طبيعى سيستان را عرضه مىدارند . در آنجا باد معروفى هست به نام باد صد و بيست روزه كه بين ماههاى مارس و اوت ( فروردين - مرداد ) كه بىانقطاع از سمت شمال غربى مىوزد به اين نحو كه از طلوع آفتاب آغاز مىشود و نيمروز تسكين مىيابد و بعد از غروب به حد اعلاى شدت مىرسد . بعلاوه يك نوع حشره وحشتناكى در آنجاست كه اسبها را مىگزد و حتى مىكشد و گاهى در ظرف سال هوا به تناسب ميزان آب مردابها در زير تابش آفتاب حالتى كشنده ايجاد و تب نوبه توليد مىكند . سطح زمين همواره در معرض خطر طغيان است و رفتوآمدها فقط با وسيلهاى خطرآميز به نام « توتين » صورت مىگيرد و آن نوعى كلك است كه از الياف نى كه بهم مىبندند و بوسيلهء رشتههاى گز مستحكم مىكنند ساخته مىشود اين منقدين حتى از اين حد هم پا فراتر نهاده سراسر آن ولايت را مشمول حكم نفى و انكار خويش قرار مىدهند و استفسار مىكنند كه زيبائى يا ارزش مادى تختهاى نى و تپههاى شن و باتلاقها در كجاست ؟ سر . اچ . رالينسن - نظريهاى را كه نسبتا جامع است از آن جهت كه صاحبش بيش از ديگران بصيرت دارد و قولش درخور توجه كامل است ( بواسطهء وضع شامخ گويندهء آن ) هرچند كه فطرتا مساعد نيست عقيدهايست كه سر . اچ . رالينسن ابراز داشته وى چنين نوشته است :