جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

326

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

« با آنكه ولايت سيستان مزاياى طبيعى عمده دارد در وضع و حال حاضر از جملهء ناسالم‌ترين نقاط و فقط چند ماه در سال قابل سكونت است و چندان لايق صرف هزينهء دولتى نيست . از لحاظ ارزش نظامى كه بيشتر از اين جهت در هندوستان مورد توجه است سوءتفاهم كلى در اين خصوص به نظر مىرسد و با آنكه غالبا هم گفته‌اند بسيار بعيد است كه سيستان پايگاه مناسبى از جانب غربى در اقدام تهاجمى بر ضد هند باشد و از اين بابت هيچ ارزش هرات را ندارد . « 1 » از سمت جنوب و جنوب شرقى نيز محدود به صحرائى است كه غيرقابل عبور است و از جانب شرقى هم فقط داراى يك خط ارتباط در امتداد رودخانهء هيرمند مىباشد كه مسدود و فاقد وسايل كافى است و در سمت شمال هم سراسر آن از سيستان تا قندهار هدف مناسبى براى حمله‌اى جناحى است . در واقع جاى اين فرض است كه اگر افغانها در هرات و فراه يا زمين داور نيرومند باشند براى قشون ايران هيچ مقدور نخواهد بود كه از سيستان در امتداد هيرمند بر گرشك حمله‌ور شود . تنها ارزش نظامى سيستان اين است كه شتر فراوان براى كار حمل‌ونقل دارد و اين چهارپايان هم بيشتر به بلوچها تعلق دارند كه وابسته به افغانها محسوب مىشوند نه ايرانيان و بنابراين ممكن است براى پيشرفت منظور ما قابل استفاده باشند ، ولى دشمن ما را از آن امكان استفاده‌اى نيست « 2 » » . جا دارد خاطرنشان شود كه هرچند نويسندهء سطور فوق خوشبختانه زنده است ، اما در موقعى ( 1875 ) آن را نوشته كه تحولات اخير هنوز حاصل نشده بود و شرح او تابع شرايطى است كه ديگر وجود ندارد . مطلبى را كه رالينسن راجع به ارزش قابل بحث نظامى سيستان مطرح ساخته ناظر بر موقعى است كه دولت ايران از پايگاه سيستان در صدد حمله به افغانستان برآيد و اين موضوع هيچ ربطى با مسئلهء تازه‌اى ندارد كه حضور روس

--> ( 1 ) - اين حرف صحيح است اما فرض كنيم كه دولت مهاجمى به دلايل سياسى بخواهد كارى به هرات نداشته باشد و يا فرض كنيم كه علاوه بر هرات بخواهد سيستان را هم پايگاه اضافى قرار دهد در اين صورت تكليف چيست ؟ ( 2 ) - كتاب « انگلستان و روسيه در مشرق زمين » .