جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

323

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

افغانستان ضرورى نيست . بايد در نظر داشت كه سيستم راه‌آهن انگليس از پيشين ، تا نقطه‌اى در شمال كوههاى خواجه عمران امتداد دارد و اين رشته جبال را با تونلى هم شكافته‌اند و انتهاى خط فعلى در شمال دشت هموارى واقع شده است كه تا قندهار بيش از هفتاد ميل فاصله ندارد . هرگاه از اين نقطهء مرزى راه‌آهنى از انتهاى خط فعلى و يا از محلى نزديك چمن به سيستان كشيده شود از ميان خاك بلوچستان كه مال خود ماست خواهد گذشت و بنابراينكه در كجا به حوزهء هيرمند برسد مىتوان مسير آن را دور يا نزديك ساخت و معمولا نوشكى را محل انحراف پيشنهاد مىكنند كه از آنجا تا راه‌آهن سند و پيشين چمن كمتر از صد ميل است و تا كويته بيش از نود ميل و تا دروازه زيادتر از هشتاد ميل نيست . از نوشكى به هيرمند در صحرا هيچ قسم مانع طبيعى ديده نمىشود . از لحاظ مهندسى هم موانع آن اندازه نيست كه ژنرال انن‌كف با كمال آسانى از ميان برده است . آيندهء افغانستان - اين موضوع درخور ملاحظه است كه بدون لزوم رقابتى بين راههاى افغان و بلوچ مىتوان بهترين خط سير را انتخاب كرد و آن در صورتى است كه افغانستان آزادانه تحت الحمايگى بريتانيا را بپذيرد . بعضىها اين ترتيب را تنها راه منطقى و نتيجهء قهرى مراحل قبلى روابط انگليس و افغانستان محسوب مىدارند . در صورت امكان اين تحت الحمايگى ، انگلستان نه فقط قادر خواهد بود كه راه‌آهن خود را از هر طريقى كه دلخواه اوست عبور دهد - خطى هم به مرز ايران از جمله خطوطى است كه در صورت انتخاب اين خطمشى بايد مورد توجه واقع شود ، اما اگر افغانها با انگلستان و همچنين با انگليس و روس ( بر فرض اينكه چنين باشد ) هم‌آهنگى نمايند مخالفتهائى را كه من در مورد ديگر به قيد تأكيد ذكر نمودم و هنوز هم‌عقيده‌ام تغيير نيافته است ، اگر به كلى منتفى نشود خيلى كاهش خواهد يافت ، زيراكه در چنين صورتى وضع برزخى كه در ميان بوده است از بين مىرود و دو امپراتورى در آسيا رودررو و شاخ‌به‌شاخ قرار خواهند گرفت همان‌طورى كه روس و آلمان در اروپا مقابل هم ايستاده‌اند .