جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

322

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

پرفعاليتى بود و شهرهاى پرجمعيت و فعال داشت . آفت راهزنى و ياغىگرى و تاخت‌وتاز لشكريان آنجا را به بيابان شن‌زار غيرقابل زيست مبدل ساخته است ، ولى گواهى افرادى كه در آن نواحى به تحقيقات پرداخته‌اند بخصوص بررسىهاى دكتر بلوكه به اتفاق ژنرال پولوك از هندوستان از اين راه سفر كرد امكان تجديد عمران آن را نويد مىدهد . چنان كه وى نوشته است : اين جلگه از هر جهت حاوى آثار و علامات روزگار آبادانى و جمعيت فراوان سابق است . خاكش بىنهايت حاصلخيز و منابع آبش به حد وفور است . فقط حكومتى قوى و عادل لازم است كه شكوه و عمران از بين رفتهء آن را سريعا تجديد كند و آن را به صورت باغ و بوستان با ثمرى مبدل سازد . به صورتى كه از سيستان تا قندهار در همه‌جا شهر و ده باشد و اگر دولت با تمدنى در آنجا به وجود آيد ترديدى نيست كه گرمسار آبادانى ديرين خود را باز خواهد يافت و سپس اين قسمت از جلگهء هيرمند بواسطهء سازگارى هوا با حوزهء دجله در بغداد برابرى خواهد نمود . هنگامى كه بلاهاى هرج‌ومرج و بىقانونى در اين ناحيه به بركات نظم و آرامش تبديل شود گرمسار باز كانون وفور نعمت خواهد گرديد . تمدن پيشرو غرب بايد روزى به اين گوشهء دورافتاده نفوذ كند و نوادگان سكنهء فعلى شايد سوت و صداى خطآهن را در اين صحارى بىسكنهء فعلى خواهند شنيد . از طرف ديگر نواده‌هائى كه شايد اكنون در شرف زادن‌اند ممكن است عمرى سر كنند و از بين هم بروند بدون اينكه باز به همين دليل شاهد چنين سروصدائى شده باشند . مقصودم راه‌آهن در حوزهء هيرمند يعنى خط آهن در افغانستان است و چون‌كه امير آن كشور حتى با كشيدن يك متر خط در قلمرو خود موافقت ننموده است و اگر چنين اجازه‌اى قابل حصول نباشد شايد لازم خواهد شد كه بدوا نقشه‌هاى ديگر و مهم‌تر مجرى شود تا فرزندان آيندهء گرمسار سرانجام صداى خط آهن را در عمر خود بشنوند . خط نوشكى به سيستان - اما خط ديگرى نيز براى تأمين منظور هست كه كوتاهتر است چون مستقيم است و موانع مذكور را هم ندارد ، زيراكه عبور از خاك