جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

305

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

حوزهء سيستان - در فصل گذشته اشاره كردم كه سيستان از توابع ولايت قاين است و امير علم خان از بيرجند بر آن حكومت مىكند و از طرف خود در آنجا نايب الحكومه‌اى دارد كه فرماندهى پادگان نصرت‌آباد هم با اوست . در اينجا قصدم اين است كه معلوم شود چگونه سيستان اساسا تحت فرمانروائى ايران درآمده و انگيزهء اعزام هيئت مرزى سال 1872 چه بوده است و براى آنكه اين قسمت از داستان را بهتر بازنمايم بايد شرحى نيز راجع به اين ولايت و تاريخ قديم آن بيان كنم . اصل نام سيستان - اسم سيستان يا سجستان از ريشهء سگستان يا سرزمين سگان يا سكه‌ها مشتق گرديده و به‌طورى كه سر . اف . رالينسن نظر داده است اين موضوع هيچ وقت از ناحيهء نويسندگان معتبر عرب يا ايرانى مورد ترديد واقع نشده است اگرچه جاى تعجب است كه گروهى از بوميان سرگردان يعنى سيزيان‌ها كه در قرن سوم ميلادى از حدود شمالى به اين نواحى فرود آمده‌اند در آن سرزمين اثرى جاويدان باقى گذاشته‌اند و حال آنكه فقط دورهء صدساله‌اى آنجا را در تصرف داشتند . اين عده كه به وسيلهء بهرام دوم پادشاه ساسانى ( 275 - 292 ميلادى ) تارومار و از صفحهء روزگار ناپديد شده‌اند ، ولى با نام سيستان اسم و يادگار جاودانى يافته‌اند « 1 » . مورد استعمال آن - در دوره‌هاى متعدد تاريخ ، سرزمين‌هائى با مساحت مختلف با عنوان سيستان معروف بودند و آن با گسترش يا كاهش مساحت قلمرو و فرمانرواى آن منطقه بستگى داشته ، ولى استعمال محدود اين نام در اين ناحيه همواره مانده است كه خود زمينه‌اى و درياچه‌اى و آب هيرمند ( هلمند ) و رودخانه‌هاى ديگر دارد كه جريان آن‌ها در فرورفتگىهاى سطح زمين كه حدى بسيار مشخص و از شمال به جنوب بالغ بر 250 ميل طول دارد باهم ارتباط مىيابد و ترديدى نيست كه در روزگار باستان اين گودها ( فروبارها ) پر از آبى بوده

--> ( 1 ) - چند تن از نويسندگان انگليسى نام اين محل را از سق ( طق ) كه درختى محلى است پنداشته‌اند . ايرانيان چوب اين درخت را براى سوخت به كار مىبرند .