جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

294

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

علاقهء كشورگشائى دولت تزارى با آنكه نويسندگان روسى آن را انكار دارند به حدى است كه هركس كه ديدهء باز دارد ممكن نيست متوجه حرص و آز نفوذ طلبى كه ذهن دولت تزارى را تسخير كرده است نشود . در ضمن كشورگشائى و پيشرفت نفوذ هر دولتى دوره‌اى هست كه شهوت دست‌يابى بر اراضى جديد از هر حس ديگر قوىتر است . روسيه درحال‌حاضر اين مرحلهء توسعهء امپراتورى را طى مىكند ، انگلستان آن دوره را پيموده و سابقا حظ و خوشى مستى بخش آن را با حدت تمام چشيده است اينك دوره محافظه‌كارى را سير مىكند . به عبارت ديگر منافع روس در خراسان جنبهء دست - يازى احتمالى دارد و انگلستان برعكس به هيچ‌وجه خيالى در سر ندارد كه وجبى از آن سرزمين را تصرف كند و هرگز چنين كارى نخواهد كرد . خطآهن ماوراء بحر خزر شاهد بارزى است - هرگاه بخواهيم دربارهء موجبات نهائى غور كنيم كه چرا دولت تزارى طالب تصرف خراسان است در خواهيم - يافت كه اين دلايل چندان‌هم از نظر ما دور نيست . فتوحات روسيه در ماوراء بحر خزر او را بر خطه‌اى مسلط گردانيد كه قسمت اعظم آن بيابان و تنها نقاط مزروع آن واحه‌هاى مجزائى است كه در كوهپايه‌ها است . در سمت ديگر اين جبال تا امتداد سيصد ميل سرزمينى است كه در جلگه‌ها و تنگه‌هاى آن و در كوهستانات آن نعمت‌هاى سرشارى شامل انواع ميوه و مواد معدنى از هر قسم و بخصوص غله به حد وفور هست و او چون فرد دور - افتاده‌اى است كه در ميان سنگلاخى چادر زده است و اين محل بوسيلهء كوهستان از مراتع خرم و كشتزارها كه براى او خوراك و براى چهارپايانش عليق و براى هردو وسيلهء آسايش در بردارد جدا گرديده است ، در اين صورت چه شوق و التهابى كه روس در واقع نسبت به عبور از موانع مزبور و دست‌يابى بر آن منابع وجود ندارد . روسها نسبت به خراسان اين احساسات را دارند ، ايشان مىتوانند از