جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

241

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

از نمايندگىهاى دو طرف مىباشد ، زيراكه صدها نفر اتباع روس و انگليس براى مقاصد تجارتى در مشهد اقامت دارند و يا به آنجا رفت‌وآمد مىنمايند . در مورد انگلستان اين عده اكثرا هندى و گاهى تجار كشميرى هستند كه از بمبئى از راه بندر عباس مىآيند و يا اتفاقا افرادى با نسب افغانى و ايرانىاند كه در اوايل اين قرن به تابعيت انگليس درآمده‌اند . افغانهائى كه به مشهد رفت‌وآمد دارند به منظور تأمين حمايت انگلستان براى تحصيل تابعيت آن دولت اظهار علاقه مىكنند و اين با رفتار بىنيازى و غرور - آميزى كه امير آنها در قلمرو خود نشان مىدهد به كلى منافات دارد . اتباع روس در خراسان شامل ارامنه و قفقازىها و مسلمانها و تركمن‌هاى ساكن ماوراى درياى خزراند ، عده‌اى هم سارت‌ها و اهل بخارا در آنجا هستند . دربارهء احوال شخصيه اين قبيل افراد دولت روس بواسطهء سيستم گذرنامه مزيت عمده‌اى احراز كرده است كه بر طبق آن هويت و مليت و مراجعات افراد را بدون تأخير مىتوان رسيدگى كرد . انگليس‌ها هيچوقت از چنين ترتيب بسيار مفيد استفاده نكرده‌اند و وقت و كار طولانى صرف بررسى مراجعات متقاضيان تابعيت انگليس مىشود كه غالبا هم مورد اختلاف و ايراد از ناحيهء مقامات ايرانى است كه تحقيقات راجع به آنها مستوجب اشكالات و تعويق است . شايسته است كه بررسى شود آيا لا اقل در مورد ايران سيستم گذرنامه با اثراتى نيكو قابل اجراست يا نه « 1 » ؟ گمان مىكنم كه دولت ايران نيز از اين ترتيب استقبال كند . طوس - در حوالى مشهد چيز قابل‌ملاحظه‌اى نيست . شرح مسجد خواجه - ربيع را سابقا ذكر كردم كه در اصل به سال 1699 ميلادى براى مراسم عيد قربان ساخته شد . مك‌گرگور نوشته است كه تنها محل ويران قابل‌توجه اطراف مشهد بوده كه چون به كلى خراب شده است ديگر مورد اعتنا نيست . مسافران شايد در صدد برآيند كه سواره به عزم ديدار خرابه‌هاى طوس بروند . داستان‌هاى قديمى ايران

--> ( 1 ) - اخيرا شنيده‌ام كه دولت انگليس به افغانها اجازه داده است كه به وسيلهء كارگزاران ايرانى گذرنامهء روسى تحصيل كنند اين امتيازى است كه تأييد يا توضيح آن از عهدهء من ساخته نيست .