جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

226

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

سرهنگ دولماج كه افسرى انگليسى در خدمت شاه بود « 1 » و كارخانهء باروت‌سازى حومهء مشهد را اداره مىكرد با التفات حسام السلطنه والى خراسان به قسمت‌هاى درونى راه يافت و سرانجام دربارهء اودونوان به سال 1880 ملاحظه مىشود كه به صحن وارد نشده بود و مدعى است كه از درگاه بيرونى به محوطهء چهارگوش نظرى انداخته بوده است . اين كارى درخشان بود كه گمان مىكنم درحال‌حاضر خطرى ندارد . يك فرد اروپائى كه بتواند خود را به محوطهء بست برساند بخصوص اگر از راهى غير از دو مدخل اصلى وارد شده باشد مىتواند بدون اشكال به دروازه‌هاى صحن برسد ، هرچند كه شايد مردم بر او خيره شوند يا او را تعقيب كنند و يا احاطه‌اش نمايند . اما با احتمال قوى مورد صدمه واقع نخواهد شد . ولى اگر به قسمتهاى صحن پا بگذارد قضيه كاملا فرق خواهد كرد و من در زمرهء كسانى هستم كه تصور مىكنند در اين مورد ممكن است تعصب شرقىها مايهء فتنه شود . نه تنها از نظر صلاح شخصى بلكه از لحاظ نام و نشان ملى خود كه ممكن است بواسطهء بازداشت لطمه‌دار شود براى هر بيگانه كار جنون‌آميزى است كه چنين اقدامى بكند . مرا از بالاى بام بازار تا حدودى جلو بردند كه گمان مىكنم درون بست بوده و از آنجا مىتوانستم اماكن مقدس را درست تماشا كنم و تا صد و بلكه هشتاد مترى مسجد گوهرشاد كه در جوار حرم حضرت است و موضوع گفتار بعدىام خواهد بود رسيده بودم . تنها وجه امتيازى كه مىتوانم براى خود برشمارم تا حدودى كه اطلاعات خودم حكم مىكند اين است كه اولين عضو پارلمان انگلستان بودم كه در چهارديوارى مشهد وارد شدم . مسجد گوهرشاد - در اين مسجد در كنار حرم امام رضا و نسبت به آن اريب واقع شده است و مثل مسجد ديگر حياط وسيع و حجره‌هاى دو طبقه در اطراف دارد و ايوان‌هائى كه با كاشىهاى ساده مفروش است و مناره‌هاى گرد كاشىكارى دارد

--> ( 1 ) - سرهنگ ( سابقا دكتر ) دولماج كه در جنگ كريمه يكى از جراحان بود از آنجا به ايران رفت و به خدمت محمد شاه داخل شد ، سپس در تهران وفات يافت .