جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
225
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
كه به آنجا داخل شده و اين موضوع را دايرة المعارف بريتانيا با آبوتاب فراوان تكرار و درج نموده است چنان كه مىنويسد ( رجوع شود به شرح آن دربارهء مشهد ) ايستويك يگانه اروپائى است كه قبل از اودونوان كه تا صحن هم راه يافته بود به آنجا رفته است . اين هردو ادعا بىمورد است . پيش از دورهء ايستويك در سال 1822 فريزر به صحن و حتى حرم وارد شد و پس از آنكه بيش از يكبار به ديانت اسلام اعتراف و به جناب ملا وانمود كرد كه قبول اسلام نموده بود ( كه از شخصى مثل او خيلى بعيد بوده است ) اجازه يافت كه دو روز هم در يكى از حجرههاى فوقانى صحن اقامت و نقشهاى از وضع درونى آن تهيه كند . كانولى در 1830 تمام حجرههاى حرم را بازديد نموده و فقط از زيارت خود بارگاه بازمانده است و هرروز هم به صحن ميرفته و با آنكه او را شناخته بودند صدمهاى به وى نرسيده است . برنز در سال 1834 در بازگشت از سفر بخارا به آستانه وارد شد و صلاح نديد كه جلوتر برود و حزم او بر حس كنجكاوىاش غلبه نمود . فريزر نيز همين كار را كرد و همچنين در مراجعت به مشهد در سال 1834 بعد از آنكه شهر بوسيلهء نيروى عباس ميرزا كه چند نفر افسر انگليسى در ميان آنها بودند اشغال شد او ملاحظه نمود كه درون صحن براى ورود همه اروپائيان آزاد بود ، ولى احتياج تام به تعمير داشت كه بعدا انجام دادند . همهء اين وقايع قبل از مسافرت ايستويك اتفاق افتاد اما با نهايت تعجب ملاحظه مىشود كه خود ايستويك داخل حرم يا صحن نشده است كه افراد محتاطتر از او قبلا رفته بودند . او را متولىباشى آستانه از در عقب به يكى از حجرههاى فوقانى كه در اطراف صحن است برد و از آنجا ناظر جريانات پايين شد . بعد ، دورهء اودونوان مىرسد و ملاحظه مىشود كه در سال 1863 وامبرى كه با اقدام شهامتآميزى در جامهء درويش به بخارا و سمرقند رفته بود به حرم و صحن راه يافت در همان كسوتى كه مدتى با موفقيت بر تن داشت . در همين موقع