جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
205
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
نام بيشتر دهات آن در نقشههاى انگليسى نيست فقط اسم بعضى از دهات بزرگتر و محلات عمده مثل كلات نادرى به گوش اروپائيان آشناست و بسيار دشوار است كه انسان در اين نواحى اطلاعات قابل اعتمادى راجع به وضع كارها تحصيل كند ، بخصوص دربارهء چيزهائى كه اطلاع صحيح و كافى عين ضرورت را دارد از قبيل مسافت بين دو نقطه . فرسخ كه اسما در اينجا چهار ميل است يگانه واحد طول و مسافت است كه به تشخيص من دو تا پنج ميل مىشود . عادىترين حرفى كه در اين حدود بر سر زبانهاست اين است كه مىگويند تا فلانجا نيم فرسخ است كه بنابر تجربهء خودم منظورشان آن است كه در حدود يك فرسخ مىشود كه دلالت بر يك تا سه ميل و نيم دارد . مناظر در اين نقاط كه من سفر كردهام و مىتوان گفت كه در سراسر شمال شرقى خراسان حال بدين منوال است از لحاظ جنبههاى اختصاصى خود در همهجا كموبيش يكسان است و آن رشتههاى بلند كوههاست با محورى كه از شمال غربى به جنوب شرقى كشيده مىشود و اين رشتهها با فواصل مختلف در موازات يكديگر واقع شدهاند و شكافهائى بين راه در قسمت شمالى تنگههاى عميق پديد آوردهاند كه در ته آنها غالبا رودخانه است و حال آنكه در نواحى جنوبىتر به صورت جلگه و صحراست كه از نهرهاى كوهستان مشروب مىگردد و در گوشه و كنار گاهى نقطهء سياهى كه همانا ده يا آبادى است به نظر مىرسد و گاهى نيز دشتهاى پهناورى است مثل قوچان در شمال و نيشابور در جنوب جبال بينالودكوه . دربندهاى متقاطع اين رشتهها را در سمت راست قطع و راه ارتباطى از يك جلگه به ديگرى باز مىكند . اين گردنهها غالبا شيبها و عظمت غيرقابل تصورى دارند و هريك هم مواضعى به كلى غيرقابل عبور دارد و من گمان نمىكنم كه در ارتفاعات بىبرف و يخ در هيچ نقطهء عالم مناظر و حتى كوهستانى مانند آنچه در اين حدود هست يافت شود . در پايين اين گردنهها مسيلها سرشار از سنگهاى صاف و شسته است