جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

206

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

و ديواره‌ها غالبا عمودى است با ارتفاع 500 تا 1000 پا و در ارتفاعات بالاتر كمترين اثرى از گياه و علف نيست و سراسر لم يزرع و سنگزار و تا حدى غيرقابل نفوذ است ، اما قله‌هاى بلند بواسطه بريدگىهائى كه در اطراف دارند نيك حيرت‌انگيز و عظيم‌اند و گاهى نيز پديده‌هائى شگرف مانند قلعهء كلات در آن حدود هست . فقط در پايين جلگه‌ها كشتزارى به چشم مىخورد كه آن‌هم از بركت وجود جويبارهائى است كه هر آن در معرض نابودى است و از اين نهرها آب زراعت فراهم مىشود . هر دهكده‌اى چون واحه در بيابانى گندم‌گون است و كلبه‌هاى گلى محقر با چند درخت تبريزى باغات ميوه همان اندازه نشاطآور است كه رهروان را گوشه و كنار دلپذير و آرام روستاهاى انگلستان حظ خاطر مىدهد . » حيوانات و زندگانى انسانى - حيوان عادى باركش اين دهات كوهستانى الاغ خاكسترىفام لاغراندام است . بيشتر فقط همراه كاروان ديده مىشود و اسب در ميان افراد فقير سخت كمياب است . در شيب‌هاى بىحاصل و خشك تپه‌ها علف و گياه مختصرى هست كه خوراك عمدهء بزها و گوسفندان تيره‌رنگى است كه در همه‌جا كم‌وبيش ديده مىشوند و سگ‌هاى درشتى كه پيوسته پاسبان آنهاست . گوشت گوسفند فراوان و ارزان است . گاوآهن‌هاى چوبى بدقواره را گاوهاى تيره‌رنگ براى شخم زدن زمين بر گردن مىكشند ، اما گاو ماده يا شير آن در همه جا نيست . مرغ فراوان است و دانه‌اى سه‌پنس مىتوان خريد . جلگهء قوچان همه قسم ميوه دارد ، اما در نواحى شمالى ميوه‌اى نديده‌ام ظاهرا برنج خوراك اصلى روستائيان است و اين روستاها به نظر من افرادى خوش‌قامت و ستبر بودند و با - ايرانيان مقيم شهرها متفاوت مىنمودند و بيشترشان از نسل و نژاد ديگر و از اصل ترك و تركمن بودند و به ازبكها و تاتارها بيشتر شباهت دارند تا به ايرانيان . كلاه پوستى بر سر مىگذارند كه شبيه كلاه تركمنى است ، ولى نوكش به آن اندازه باريك نيست پارچهء كرباسى با تسمهء دور پا مىپيچند ( مچ‌پيچ ) با كفش‌هاى دهانه‌گشاد از پوست خام گاو . زنها در همه‌جا بىحجاب‌اند ، ولى