جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

197

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

استحكامات نادر شاهى - اما تا زمان نادر شاه از مزاياى بىنظير طبيعى كلات استفادهء كامل نشده بود . وى كه از هندوستان با غنائم سرشار كشورى مقهور بازمىگشت و جواهرات مغول كبير را همراه آورده بود ، كلات را كه شايد از دوران كودكى به خاطر داشته جاى مناسبى براى انبار كردن جواهرات و همچنين پناهگاه غيرقابل نفوذ نظامى در نظر گرفت بنابراين بر مدخل‌هاى آن استحكامات بزرگى ساخت و بر هر قله برج ديده‌بانى گذاشت و موضع‌هاى مناسب فراهم و بر تخته‌سنگها از درون و بيرون سنگرهائى تعبيه كرد تا آن محل را بيشتر غيرقابل نفوذ كرده باشد و براى اقامت خود نيز محلى در جلگه ساخت ( گفته‌اند كه به ندرت در آنجا اقامت گزيد ) و براى ذخيره كردن آب سالم با حفر انبارها پيش‌بينى لازم نمود و از بيرون آب تازه به كلات آورد . بازيل باتاتز « 1 » - من فقط در يك‌جا شرحى دربارهء كلات به صورتى كه در دورهء نادر شاه بود ديده‌ام و آن بوسيلهء سياحى نوشته شده كه از قرار معلوم خود به آنجا رفته بود نه اينكه حرف ديگران را تكرار كرده باشد و اين مشاهدات تاجرى يونانى به نام باتاتز مىباشد كه در آغاز قرن هيجدهم چندين بار به ايران و آسياى مركزى مسافرت نموده و به ديدن بخارا و خيوه و ملاقات نادر شاه در مشهد توفيق يافته بود . يادداشت‌هاى او به زبان عجيب ولى روشن تحرير يافته « 2 » ظاهرا از نظر تاريخ‌نويسان يونانى كه در قرن حاضر غالبا به قول اين و آن استناد نموده و راجع به كلات شرحى نوشته‌اند مكتوم مانده بوده است « 3 » روىهمرفته تصور بىاساس راجع به آن

--> ( 1 ) - Bazil Batatzes ( 2 ) - اين شرح به وسيلهء شيفر در نشريهء مسائل گوناگون شرقى ( يكى از نشريه‌هاى مدرسهء زبان‌هاى زنده ) در پاريس در سال 1886 تأليف يافته . بازيل باتاتز يا بازيل واتاس ( Basile vatace ) چنان كه ناشر فرانسوى او را مىناميده شرح‌حال نادر شاه را نيز نوشته بود كه از بين رفته است . ( 3 ) - سرجان ملكم نيز كىنر را منبع اطلاعات خود ذكر و آنجا را به شرح ذيل تعريف مىكند : « قلعهء كلات در حدود سى ميل شمال شرقى تپهء بلندى واقع شده و فقط دو مدخل تنگ دارد و آن محل بلند شش تا هفت ميل ارتفاع دارد و در دشتى كه تقريبا دوازده ميل محيط آن است خاتمه مىيابد و چند شهر تميز و زراعت و سبزيجات فراوان دارد . مدخل مرتفع ديگر راهى است به طول ده يا يازده ميل كه بجلگهء ديگرى منتهى مىشود كه ارتفاعش بيشتر است ولى به همان اندازه حاصلخيز است ( تاريخ ايران جلد اول )