جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
198
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
محل باقى گذاشتهاند تا موقعى كه بيكر و جيل « 1 » در سال 1873 به كلات رفتند . باتاتز كه در سال 1728 از بخارا به مشهد رفته بود از طريق كلات آن مسافرت را انجام و چهل صفحه از سفرنامه خود را به شرح اين موضوع اختصاص داد ( صفحات 780 - 822 ) وى نوشته است كه ارتفاع كوهها خيلى زياد و غيرقابل دسترسى است و آنجا با ديوار رفيعى محصور شده و نه فقط خشك و بىدرخت است ، بلكه مثل اينست كه از سنگ مرمر و فلز ساخته شده باشد . محيط آنجا چهل يا پنجاه استادياست ( استاديا واحد طول معادل 185 متر ) اين يكى از چند اشتباه اوست و نوشته بود فقط دو مدخل دارد و چند راه كج و باريك و مىتوان گفت كه زلزله اين راههاى فرعى را ايجاد نموده و در آنجا براى دو يا سه نفر سوار يا پياده بيشتر راه عبور نيست . از درون كلات ( كه در آن موقع زير نظر عنايتآميز نادر شاه بود و با آنچه امروز هست تفاوت بسيار داشته ) و باز مىگويد آنچه براى حظ خاطر انسان از لحاظ طبيعى ضرور باشد در آنجا هست و از خارج بىنياز و قادر است كه بدون وارد كردن جنس از خارج زندگانى سكنهء خود را تأمين كند بعلاوه مىنويسد كه قرار بود نادر شاه آنجا را انبار جواهرات خود سازد . تاريخ اخير - بعد از كشته شدن نادر شاه در سال 1747 كلات بدست خانوادهء خان فعلى افتاد كه هنوز اختيار آنجا را در دست دارند ، تا حدود اترك يا دامنههائى كه به صحراى تركمن منتهى مىشود و اسما تابع حكومت ايران است ، ولى هنوز گاهى كلات اظهار وجود و ادعاى استقلال مىكند و چندبار موجب اعزام نفرات نظامى از مشهد شده است و در واقع مرسوم اين بوده كه رئيس خانواده - گروگان در مشهد بماند و ضامن حسن رفتار افراد محلى كلات باشد . از وقتى كه روسها ناحيه اتك را در سال 1881 تصرف كردند مرزبندى جديد بين دو كشور شده است . قسمت عمدهء متصرفات خارج از حدود كلات مانند ابيورد ( اكنون كاخه ) مهنا و چارده ( حالا دوشك ) و خواجه يعنى دهاتى كه در سمت
--> ( 1 ) - Gill , Baker