جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

196

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

چاپ شده است . كوههاى جلو همان رشته‌هائى است كه آبادى ايسورچا را از جلگه‌اى جدا مىسازد كه به دروازهء ارغوان شاه منتهى مىگردد . تاريخ كلات - حال كه مشاهداتم را به تفصيل بيان كرده‌ام قصد دارم تاريخچهء كلات را بنابر منابع مختلفى كه در اين باب هست و پاره‌اى از آنها در دسترس نيست و همچنين شرح بعض چيزهائى را كه خودم هم نديده‌ام بازگويم ، به اين منظور كه خوانندگانم اطلاعات صحيحى كه تا اين تاريخ مقدور است راجع به كلات نادرى بدست آورند . از آنچه گذشت خوانندگان دريافته‌اند كه از روى ترجمهء لفظى و نيز بطور كلى آنجا قلعهء نادر شاه نام دارد ، ولى براستى كه قلعه مصداق متداول اين كلمه نيست چون كلات جلگه‌ايست بلند و كوهستانى و حداقل 2500 پا از سطح دريا ارتفاع و مجارى آب و دره‌هائى دارد و جمعا داراى بيست ميل طول و از پنج تا هفت ميل عرض است و فقط از آن جهت مثل قلعه است كه اين زمين پهناور كه شايد روىهمرفته صد و پنجاه ميل مربع مساحت آن است بوسيلهء سنگرهاى مستحكم طبيعى محصور گرديده و صخره عمودى آن از ته جلگه 700 تا 1000 پا ارتفاع دارد . از روزگاران قديم اين وضع ممتاز طبيعى آن محل كه بايستى بر اثر بعضى تكان‌هاى بسيار شديد جهان خلقت حادث شده باشد در ذهن مردم آن حدود و همسايه‌ها تأثير شگرف نمود . در افسانه‌هاى ايرانى اين نقطه يكى از ميدان‌هاى نبرد رستم پهلوان با نيروى تركهاى بيگانهء افراسياب است كه لشكريان ايران دشمن را از كلات رانده و آنها را تا جيحون عقب نشانيده‌اند و در آنجا هم به شكست نهائى و قطعى دوچار گرديدند . همچنين در شاهنامهء فردوسى كلات مقر فرود « 1 » برادر كيخسرو بوده كه طوس بر او چيره شده بود و او را مقتول نمود . كتيبه‌اى كه اشاره كردم حاكى است كه اهميت آن محل غيرقابل نفوذ از نظر جانشين‌هاى چنگيز مغول نيز محفوظ و مكتوم نمانده و معروف است كه تيمور با نيرنگ آنجا را به چنگ آورده است .

--> ( 1 ) - پسر سياوش از دختر پيران . م .