جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
182
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
طول خواهد كشيد . ازاينرو ما پشت به خورشيد به سوى مشرق رو به ارتفاعات حركت كرديم . در طرف چپ ما رشتهء اصلى كوههاى قرهداغ ( كوه سياه ) بود كه پرتگاهى پرشكاف آهكى آن در شيبهاى تحتانى نقطهوار نمودار و با لكههاى اتفاقى درختان عرعر مستور شده بود . در نقطهاى از اين جلگه كه بايستى از زمين برآمدهاى عبور كرد چشمانداز بىاندازه جالبتوجهى در سمت مشرق ظاهر شد ، رديف در رديف رشتههاى كوه به طرف حوزهء رودخانهء تجن ( كه از الحاق كشفرود تشكيل مىشود ) و دشت گرگان سرازير شده نوار تيرهفام صحرا مانند شال گردن زردرنگى آسمان را حلقهوار فراگرفته بود . پس از عبور از اين جلگه كه يك ساعت و نيم طول كشيد انحراف تندى به سمت چپ پيشآمد و از معبرى به نام شتر گلو كه بسيار پرشيب و صعب العبور و ليز بود ، خودمان پياده شديم و اسبها نيز با اشكال فراوان حركت مىكردند . از قلهء اين محل نظرمان به جلگهء ديگرى افتاد كه موازى جلگهاى بود كه تازه عبور كرده بوديم و جهت آن از شمال غربى به جنوب شرقى بود و در انتهاى آن آبادى كوچكى با قلعهاى خراب كه بر تپهاى قرار داشت ديده مىشد و بعد از آن محل دهكدهء بزرگ و سرخفام و رده واقع شده است . باغ خان - بعد از آنكه دهات مزبور را كه در طرف چپ ما واقع بود ترك كرديم رو به خاور پيش رفتيم و تيرهاى تلگراف را به سوى كلات دنبال كرديم و چنين مىنمود كه باروهاى آن را از دور در افق مىديديم . موقع ظهر كه پنج ساعت در راه بوديم براى صرف ناهار در كنار جويبارى كه ته دره جارى بود توقف نموديم . در اينجا يكى از تركمنها كه براى راهنمائى قاطرها عقب مانده بود پيش آمد و خبر داد كه يكى از قاطرها با بار در شتر گلو پنجاه پا در دره فروافتاده و يك پايش شكست . از شنيدن اين خبر به هيچوجه تعجبى ننمودم ، زيراكه جاهاى خطرناكى هست كه حتى قاطرهاى ايرانى نمىتوانند سالم عبور كنند و اين پلكان مخوف طبيعى براستى يكى از آنجاها بود . ما حيوان بيچاره را همانجا گذاشتيم كه تا مراجعت ما