جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
181
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
بوسيلهء « سوار » ايرانى دستگير و سخت مضروب شد . از قرار معلوم اين بيچاره به چارپا - دار اظهار داشته بود كه به دليل نشان دادن راه انتظار چنين مجازاتى را داشته است ، ولى سه قران انعام هم جالبتوجهتر از آن بود كه وى قادر به انصراف از راهنمائى ما باشد . يكى از همراهانم داد و فرياد او را شنيده و ديده بود كه سرباز او را كتك مىزند ، ولى بعد از آنجا ما ديگر او را نديديم و چيزى هم راجع به او نشنيديم و ظاهرا يگانه نمايندهء دولت امپراتورى در آن حدود جرأت ننمود در مقابل كاروان انبوهى اظهار وجود كند . بلغور به ورده - 17 اكتبر با وجود پيشآمد بدى كه براى راهنماى قبلى رخ داد ، قرار شد بلد ديگرى امروز صبح براى راهنمائى حاضر شود . مدت يك ساعت وقت ما صرف بالا و پائين رفتن از ارتفاعات شمالى مجاور مرشك گرديد . سپس همين كه به سمت شمال رو آورديم به كورهراه بين مشهد و كلات رسيديم كه از درون دره بواسطهء يك رشته سيم تلگراف مشخص شده بود اين سيم بقدرى افتاده و وارفته بود كه غالبا ناگزير بوديم براى اجتناب از برخورد با آن سر خودمان را تا سينه پايين بياوريم . در اين نقطه ما به محل تلاقى جاده بين مشهد و كلات نادرى آمديم كه همان راهى است كه بيشتر سياحان انگليسى در راه سفر به قلعهء نادرى پيمودند و در اين حدود از پرتگاه باريك و عميقى مىگذرد كه لبهء آن گاهى به اندازهاى باريك است كه فقط براى يك نفر پياده يا اسبسوار امكان عبور هست « 1 » و آن را دهنهء زوپيرزن « 2 » مىنامند . بعد از يك ساعت راهپيمائى پرزحمت به جلگه بازترى كه راهى طبيعىتر داشت رسيديم در اينجا دو راه در پيش بود : يكى به طرف مشرق و ديگرى مغرب و به من گفته بودند كه از طرف مغرب هم به كلات راه هست ولى دشوارتر است و بيشتر
--> ( 1 ) - قسمتهاى تحتانى و حتى شياردارتر اين درهء بزرگ را وقتى كه به موضوع مشهد باز مىگردم بيان خواهم كرد و عقيدهء مكگرگور را در باب هيبت شگرف آن شاهد خواهم آورد . ( 2 ) - تفاوت بين دهانه و تنگه كه هردو كلمه فارسى است و بر معبر اطلاق مىشود به قرار ذيل است : دهانه فاصلهء بين دو تپه ، و تنگه فاصلهء بين دو ديوارهء عمودى تختهسنگ است .