جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
151
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
عاقلانه دو منظور حاصل كرد هم وضع خود را در مشرق استحكام بخشيد و هم از لطمهء نقار و كشتار تيرههاى كرد كه در خطهء غرب مزاحم او بودند جلوگيرى نمود « 1 » اين ايلات تبعيدى شاهدلو ، زعفرانلو ، كيوانلو و امانلو بودند و گفتهاند كه شاه عباس در اصل كوچ دادن 000 ، 40 خانوار را در نظر داشت ، اما بواسطهء مقاومت بعضى از سران اين طايفه عدهء مهاجران به 15 هزار خانوار تقليل يافت « 2 » اين ايلات كه به كوهستانها و جلگههاى بين استرآباد و چناران كوچ داده شده بودند در اثر خدمات نظامى ايلاتى كه انجام ميدادند و دفاع نقاط مرزى با ايشان بود و برعهده داشتند كه نفرات سوار براى قشون شاه فراهم سازند ، از دادن ماليات يا باج معاف بودند . حاصلخيزى عمدهء قوچان سرانجام سبب شد كه از سركردهء آنهم باجى مطالبه شود . بجنورد كه ناحيهء فقيرترى است هرساله فقط اسما براى شاه پيشكش مىفرستاد . وضع قرين استقلال و غرايز ميراثى اين تازهآمدگان به زودى براى سركردههاى ايشان قدرت و اهميت بسيار فراهم ساخت و از اين لحاظ قوچان از مدتها پيش وضعى ممتاز داشت و عنوان ايلخانى يعنى بزرگ تيره و ايل به رئيس آن اعطاء شد ؛ هم به مناسبت وضع برجستهاى كه او داشت و همچنانكه گفتهاند از آن جهت كه او نسبت به رفتار زيردستانش در برابر حكومت مركزى مسؤول باشد . با وصف اين مهاجران كرد غالبا چه پنهانى و يا آشكارا در حال طغيان بودند و با اينكه نادر شاه بوسيلهء گرفتن يكى از دختران ايلخانى سعى نمود آنها را نرم كند همين كه او به فتح هندوستان رفت ايشان فرصت را مغتنم شمرده در غياب وى باز اظهار وجود و عنوان استقلال كردند و او به اين سبب چنان خشمگين شد كه به قصد ريشهكن كردن آنها راه قوچان پيش گرفت و در بيرون دروازهء اين شهر بود كه به سال 1847 در خيمهگاه خود به قتل رسيد .
--> ( 1 ) - راجع به اصل اين كار بعضى از نويسندگان نوشتهاند كه شاه اسماعيل مؤسس خاندان صفوى بانى آن بوده به نظر من اين قول درست نيست . ( 2 ) - در بعضى جاها خواندهام كه عدهء تبعيدشدگان صد هزار خانوار بود كه گمان مىكنم ناشى از اشتباه لفظى باشد يكصد هزار نفر بوده است نه خانوار .