جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
150
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
از اتباع ساير كشورها تمهيد كرده باشد نه اينجانب . در اين موقع سينىهاى بزرگ پر از شيرينىهاى ارغوانى و سفيد از جانب خان آوردند با تكرار معذرتخواهى و استعلام اينكه او چه وقتى ميتوانسته است براى ديدارم حضور يابد و اينكه گناه پيامرسان يعنى آن پيرمرد بدريش را به اين عنوان عفو كنم كه چون زبانش كردى بود حرف مترجم مرا درست درك نكرده بود . من ساعت پنج را وقت ملاقات تعيين و ضمن ابراز خوشوقتى ، از تقصير آن مرد خطاكار هم صرفنظر كردم . توصيف كلى - اكنون كه به قوچان رسيدهام پيش از بيان مطالب ديگر جا دارد كه راجع به اخلاق اهالى اين ولايات عمدهء مرزى و شخصيت سركردهء آن اشاراتى بكنم يعنى همان كسى كه مهمانش بودم و قرار بود به زودى با او گفتگو نمايم . اسكان و قدرت كردها - سيصد سال پيش مرز شمال شرقى ايران در معرض تاختوتاز تاتارها بود همچنانكه تا ده سال قبل نيز گرفتار تكهاى آخال تركمن بود . اين راهزنان در صحراى سمت شمال باهم جمع و از طريق كوه و گردنه هجوم آورده برقآسا فتنه و حريق و غارت و كشتار ميكردند و با همان سرعت نيز فارغ از كيفر و مجازات عقبنشينى مينمودند . از خصايص اخلاقى پادشاهى بزرگ ، يكى اين بوده است كه چون ميدانست ايرانيان بيمناك خود از عهدهء يورش راهزنان و مهاجمين درست برنمىآيند شاه - عباس در صدد برآمد مدافعان سرحدى خود را از محل ديگر تأمين كند . چنان كه او عدهء كلى از ارامنه را هم از شمال غربى ايران به پايتخت جديد خود اصفهان انتقال داد تا در آنجا شيوهء كسب و تجارت را به مردم ياد بدهند و هم بر رونق پايتخت تازه بيفزايند . وى باز از همان ناحيهء مملكت تمام نفرات طايفهاى كرد را به اين ناحيه خراسان كوچ و آنها را در كوهستان و ارتفاعات اين ايالت اسكان داد و با اين كار