جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

147

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

و چند درخت تبريزى خشك و گردآلود در لب رودخانهء بىرمقى ديده ميشد . در سمت ديگر سرسبزى و زراعت همه جا به نظر ميرسيد و حتى به حد وفور بود . باغات هلو ، شاه‌توت ، زردآلو و انار بواسطهء فرارسيدن فصل پائيز وضع پژمرده‌اى داشتند . محوطه پر از درختان انگور بود كه درهم‌وبرهم كاشته بودند و در ظاهر درست نقطهء مقابل تاكستانهاى بسيار مرتب بردو ( فرانسه ) مينمود . كار اختصاصى اهالى قوچان ظاهرا شراب‌سازى است كه به اين مناسبت مصرفش هم در آن‌جا زياد است . پيشواز در هنگام ورود - در اين مورد تعجب بسيار داشتم كه مركب يا كسى از جانب خان پيشواز نيامده بود آن‌هم با وجود رسم استقبال كه در مراكز ادارى دولت ايران نسبت به خارجىها مرعى ميدارند و مقدماتى كه روز قبل فراهم شده بود « 1 » . يادم هست موقعى كه سرهنگ بيكر در سال 1873 در دورهء همين خان به قوچان آمد هنگام ورود با همين وضع خيلى مختصر مواجه گرديد و دليلش هم اين بود كه خان بعد از بزم سنگين شبانه در خواب ماند ، و چون ميگويند كه اين قبيل مىگسارىها غالبا واقع مىشود هيچ بعيد نيست كه در اين مورد هم خواب باز جناب خان را درربوده باشد . بارى من به اندازه كافى از راه و رسم نزاكت‌مآبى شرقى بااطلاع بودم و ميدانستم كه از لحاظ آداب با هر فرد خارجى به ميزان قدر و احترامى كه وى براى خويش قائل است رفتار ميكنند و هرگونه قصورى را در رعايت شأن و مقام ناشى از فروتنى نمىشمارند ، بلكه دليل حقارت و خردى محسوب ميدارند « 2 » پس در خارج ديوار شهر توقف و تحت چنان شرايطى از ورود خوددارى نمودم و سرپيشخدمت افغانى خود و يكى از سواران تركمن را به منزل خان فرستادم كه به او اطلاع

--> ( 1 ) - استقبال تام اسكورت سوارى است كه معمولا براى پيشواز يك ميهمان مهم به جلو مىفرستند و « ميهماندار » شخصى رسمى است كه از جانب شهريار يا حاكم مسافر تازه‌وارد را خوش‌آمد مىگويد . ( 2 ) - خيلى اوقات اتفاق مىافتد كه يك فرد متشخص ايرانى در صدد برآيد كه به اين طريق مقام ميهمانش را از خودش پايين‌تر بياورد و اين هيچ به قصد توهين كردن به ميهمان نيست ، بلكه بيشتر براى بالا بردن اهميت خود اوست .