جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
103
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
بيرق انگليس داشت جا گرفتم اين كشتى به كمپانى آرمسترانگ ميچل شهر نيوكاسل متعلق و يكى از آن كشتىهائى است كه اين روزها در بحر سياه رفتوآمد دارند و كشتىهاى نفتكش معروفاند و مختص حمل نفت از باطوم ساخته شدهاند . در حدود سيصد تا از اين كشتىها هست كه بيشتر آنها ساخت انگلستان و بيستتا از آنها در دست انگليسيهاست و بين باطوم ، لندن ، ليورپول ، ونيز ، تريست هامبورگ ، روتردام ، آنورس و بنادر ديگر قاره اروپا ، همچنين به هندوستان ، چين و ژاپون كه اخيرا ناگهان تجارت صادراتى پررونقى يافته است رفتوآمد ميكنند . نفت بوسيله اين كشتىها حمل نميشود ، ولى در بشكههاى حلبى كه براى كار توزيع در سراسر كشور فراهم كردهاند . كشتىهاى نفتكش شامل يك عده مخازن آهنى جداست كه نفت آنها از منبع در باطوم مستقيما به اين مخزنها انتقال مييابد و به اين ترتيب با خطآهن از بادكوبه حمل مىشود و بسيارى از اين انبارها همان قايقهاى نفتكش سابق است كه تغيير صورت دادهاند ، ولى در طرح و ساختمان كشتىها رفتهرفته ترقى بيشترى حاصل گرديده و بعضى از آنها 4000 تن ظرفيت دارند و اخيرا ساخته شدهاند و ممكن است از همين نوع به اندازههاى بزرگترى در آينده ساخته شود . كشتى « لوكس » كه من يكى از مسافرانش بودم خالى بود و براى نفتگيرى عازم باطوم شد و 2000 تن ظرفيت داشت . اين كشتى هرچند براى حمل مسافر نيست ، وسيلهء تسريعى براى آن دسته از مسافرانى است كه عجله داشته باشند در اين صورت ديگر ضرورى نيست كه مانند تمام كشتىهاى مسافرى از بندرهاى اينهبلى و سينوپ و سامسون و طرابوزان عبور كرد ، بلكه مستقيما به باطوم ميرود كه با سرعت سير آسان 9 ميل دريائى در كمتر از سه روز راه بين اسلامبول و باطوم طى مىشود . شهر و جمعيت باطوم - من يكسال قبل هم پنج روز در باطوم مانده بودم و آن بواسطهء طوفان عظيمى بود كه بحر سياه همواره از اين جهت شهرت داشته است .