جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
104
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
ما همگى شعر معروف و بىمزه بايرون را دربارهء اين دريا به خاطر داريم و نياوردنش هم در اينجا جايز است « 1 » ولى باز به اين زودى انتظار ديدن شكل و شمايل زيبا اما غيرجالب آن را نداشتهام و متوجه شدم در همين يك سال فاصله پيشرفتها و استحكامات عمدهاى بوسيلهء روسها در آنجا ايجاد شده است . از تاريخ امضاى معاهدهء برلن هنوز يازده سال نگذشته است كه آنها ابتدا جاى قدمى در باطوم پيدا كردند و سه سال و نيم بعد علىرغم مواد آن قرارداد قسمتى را كه اسما بندر آزاد بود تصرف نمودند ، اكنون باطوم يك شهر بزرگ و مترقى است با جمعيتى تقريبا 30 هزار « 2 » نفر ( هرچند كسب آمار صحيح در روسيه دور از انتظار است ) كه يك سوم آن شايد روس و بقيه اختلاط خاصى از تركها و گرجيها و سيركاسها و مينگروليها و ايرانيها و ارامنه و يونانىها و مردم سوريه و كليمىها و انگليسىها و آلمانها و فرانسويها و اتريشىها و در واقع تمام اقوام اروپائى است . شهر ريخت تازهساختهاى را كه معمولا مختص اقامتگاههاى موقت امريكائى در قسمت غربى آن قاره است داراست . بناهاى رفيع در كنار آلونكها واقع شدهاند و خيابانهاى عريض به مرداب و اراضى پرتپه منتهى مىشود . شرايط بهداشتى آنجا نفرتانگيز و محلات شهر از اقامتگاههاى بدريخت و ناهنجار تشكيل يافته است . ميگويند كه در فصل گرما 50 درصد از مردم كارگر بواسطهء ناخوشى و مرض عاجز ميمانند و عده كمى از محيط مالاريائى مجاور آن امكان فرار دارند و بعد از يكى دو سال اقامت در آنجا عموما يا به كلى عاطل و يا كاملا ساقط ميشوند .
--> ( 1 ) - به همين جهت است كه 200 سال قبل سرجان شاردن سياح بزرگ از وحشت و هراس سفر دريائى از بحر اسود سخن رانده است : « و علت اينكه طوفان آنجا از ديگر درياها قوىتر و خطرناكتر است آن است كه آبها در محوطهء محدودى مقيد شدهاند و راه فرار ندارند . بوسفور را هم نمىتوان مخرجى محسوب داشت چون خيلى باريك است ، بنابراين آبهائى را كه طوفان برمىانگيزد و معلوم نيست كه در كجا بايستى بريزد باشدت از ساحل برمىگردد و با قدرت تمام به بدنهء كشتى از هر طرف اصابت مىكند و با سرعت و قدرت هرچه تمامتر . . . » ( 2 ) - بر خلاف وضعى است كه آقاى مونزى مشاهده كرده بود وقتى كه به سال 1865 در راه ايران به باطوم امد : « در حالحاضر باطوم فقط چند خانهء بدنما و بىريخت دارد » .