جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
97
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
اگر بنا باشد كه من فردا رهسپار لهاسا يا تمبوكتو بشوم اين لباسها هميشه با من خواهد بود ، زيرا كه ابدا ترديدى ندارم كه خواه من به ملاقات سلطان سياه - پوستان بروم يا بروم يا به ديدار دالائى لاماى تبت ، اين لباس همواره مفيد خواهد افتاد . به ياد دارم كه گفتهاند گوردون ( ژنرال ) هم از قاهره به خرطوم با لباس معمولى سفر كرده بود من پوشاك خارجى ، روپوش را براى استفاده روزانه پيشنهاد ميكنم و پالتو بارانى اگر فصل بارندگى باشد و پالتوى بلند و گشاد از نوع گرمترين و جادارترين ، زيرا كه سوز سرما در شب به صورت زنندهاى طاقتفرسا است . رختخواب - چاپارخانههاى ايران چيزى كه اصلا شبيه تختخواب باشد ندارند . اگر تدبير ديگرى نشده باشد مسافر ناگزير است بر كف گلى اطاق بخوابد پس بهترين وسيلهاى كه ميتوان به كار برد و قابل حمل باشد كيسهء بزرگى است با هفت پا طول و چهار پا پهنا با دهانهاى كه به وسيلهء دگمه باز و بسته مىشود . در هر دهكده ايرانى كاه يافت مىشود كيسه را با كاه پر ميكنيم و بر كف اطاق قرار مىدهيم . اين قبيل دوشك راحتترين رختخواب در دنياست . لحاف در بازار هر شهرى هست چند تكه فرش و پتو و بالش بايد همراه برد پارچهء خيسنشدنى براى پيچيدن رختخواب در موقع حمل هنگام روز و فرش - كردن زير رختخواب در شب بسيار مفيد خواهد بود . من شمدهائى با خود داشتم ولى هيچوقت آنها را در چاپارخانه استعمال نكردم . هوا هميشه آنقدر سرد بود و خودم هم بقدرى خسته بودم كه حتى شبانگاه لباسم را از تن خارج نميكردم . راجع به شستشو يك حمام و طشت لاستيكى وسايل تجملى باارزشى خواهد بود . حوله را به هيچوجه نبايستى فراموش نمود . ايرانىها به ترتيبى كه پيش ما مرسوم است تنشوئى نمىكنند . بنابراين وسايل كارشان از اين بابت بسيار محدود است . اطاقهاى چاپارخانه معمولا از دو يا سه طرف به خارج راه دارد و راست به محيط آزاد باز مىشود . و چون اين در و پنجرهها غالبا منفذ و سوراخ دارد و گاهى اصلا به صورت در و پيكر نيست ازاينرو بهتر است كه پردهء سبك و ميخ همراه داشت تا از جريان هوا جلوگيرى نمود .