ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
143
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
گشت و مردم ، كسى را كه توانست بدينسان ، فردى را مورد بخشش قرار دهد سزاوار مقام پادشاهى دانستند . آرباس با ساكنين نينوا به نرمى رفتار كرد و دارايىهايشان را بدانها بازگرداند و پس از آنكه دهكدههاى اطراف را بهعنوان مسكن در اختيار آنان گذارد ، شهر را ويران ساخت . « 1 » سپس طلا و نقرهاى را كه از تل هيزم برجاى مانده ، به دست آمده بود و مقدارش بالغ بر چندين تالان مىشد ، به اكباتان در ماد منتقل كرد . امپراتورى آشور كه اينچنين توسط مادها سرنگون شد از زمان نينوس تا سى نسل - شامل يك فاصلهى زمانى 1300 ساله - دوام آورده بود . 29 . در اينجا ، شرح برخى جزئيات دربارهى كلدانيان بابل و قدمت تاريخى آنها خارج از موضوع نخواهد بود تا هر آنچه را كه سزاوار يادآورى است ، از قلم نيندازيم . كلدانيان ، قديمىترين ساكنان بابل بودند و در حكومت ، طبقهاى نظير طبقهى كاهنان مصرى را تشكيل مىدادند . اين گروه كه براى برپايى آيين خدايان تشكيل شده بودند ، تمام عمر خويش را صرف تأمل در مسائل فلسفى مىكردند و آوازهاى بلند در ستارهشناسى كسب كردند ؛ آنان به ويژه به علوم خداشناسى مىپرداختند و آينده را پيشگويى مىكردند و مىكوشيدند خواه از طريق تطهير ، خواه قربانى يا سحر و جادو ، از بدى رسته ، خوبى را از آن خويش سازند . كلدانيان در هنر پيشگويى آينده - با مشاهدهى پرواز پرندگان - يد طولايى داشتند و خواب و معجزات را تعبير مىكردند . آنها كه در بررسى امعاء و احشاء قربانى ، خبره و متبحر بودند ، چنين پنداشته مىشد كه حقيقت را تمام و كمال دريافت مىكنند ؛ اما اين دانشها نزد يونانيان به همين شيوه آموزش داده نمىشد . فلسفهى كلدانيان يك سنت خانوادگى بود ؛ پسرى كه آن را از پدر به ارث مىبرد از تمامى مسئوليتهاى عمومى معاف بود . از آنجا كه آموزگاران آنان والدينشان بودند از دو مزيت بهره مىبردند : يكى آنكه تمامى اين معارف را تمام و كامل فرا
--> ( 1 ) . چنين مىنمايد كه شهر نينوا پس از مدتى ، دگر بار بر خرابههايش بنا شد ؛ زيرا تاسيت ( سالنامهها ، 12 ، 13 ) ، بطلميوس ( جغرافيا ، كتاب 6 ، بند اول ) و آمين ( 23 ، 6 ) از اين شهر چونان سخن مىرانند كه گويى در دورهى آنان وجود داشته است .