ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

122

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

همسايه مىآمد ، ايجاد كرد . دجله و فرات بعد از رودهاى نيل و گنگ « 1 » ، معروف‌ترين رودخانه‌هاى آسيا هستند ؛ از كوه‌هاى ارمنستان سرچشمه مىگيرند و در فاصله‌ى 2500 استادى از يكديگر قرار دارند « 2 » ؛ پس از آبيارى ماد و پارتاسن « 3 » وارد ميان‌رودان « 4 » - سرزمينى كه اين دو رود آن را دربرمىگيرند و نامش نيز به همين خاطر است - مىشوند ؛ آنگاه با عبور از سرزمين بابل به درياى اريتره « 5 » مىريزند . « 6 » چون اين رودها پراهميت بوده و بخش وسيعى از اين سرزمين را آبيارى مىكنند ، امكانات زيادى براى روابط تجارى فراهم مىسازند . هم‌چنين در كرانه‌ى اين رودها بازارهايى شكل مىگرفت كه در آن‌ها كالاهاى زيادى عرضه مىشد كه نقش بسزايى در شكوفايى بابل داشتند . سميراميس از كوه‌هاى ارمنستان تخته‌سنگى به طول 30 و پهناى 25 پا استخراج كرد و آن را تراش داد . اين سنگ را توسط شمار زيادى قاطر و گاو به كرانه‌ى فرات آورد ، آن را بر قايقى سوار كرد و با عبور از رود ، آن را به بابل برد . او اين تخته‌سنگ را در پررفت‌وآمدترين خيابان شهر برافراشت . اين بنا كه تحسين همه‌ى مسافران را برمىانگيخت و برخى آن را به سبب شكلش ابليسك « 7 » مىخواندند از عجايب هفت‌گانه‌ى جهان به شمار مىرود . 12 . در بين شگفتىهاى بابل‌زمين ، آن‌چه بيش از همه جلب‌نظر مىكند ،

--> ( 1 ) . Gange ( 2 ) . حدود چهل و شش ميريامتر ( 3 ) . دجله و فرات ، ماد و پارتاسن را آبيارى نمىكنند . ( 4 ) . ( Mesopotamie ) ؛ مزوپوتامى ، بين النهرين يا ميان‌رودان ( 5 ) . خليج فارس كه نزد قدما اغلب ، درياى سرخ خوانده مىشد . ( 6 ) . مترجم فرانسوى ، فرد هوفر ، به اشتباه درياى سرخ را با خليج فارس يكى مىداند . درياى اريتره ، نامى بود كه قدما و مورخان باستان در ابتدا به درياى هند ( merdesIndes ) - كه همان اقيانوس هند باشد - و آنگاه به درياى سرخ ( درياى احمر ) و در برخى موارد به خليج فارس اطلاق مىكردند . خليج فارس نزد قدما ، اغلب تحت نام « سينوس پرسيكوس » و « ماره پرسيكوم » كه به معناى درياى پارس است ، شناخته مىشده است در حالى كه به درياى سرخ ، سينوس عربيكوس و ماره اريترئوم مىگفتند . ( 7 ) . ( Obelisque ) ؛ يا مسله ؛ اثر يادبود تاريخى به شكل باريك و بلند و چهار پهلو كه رفته‌رفته مقطع آن كوچك‌تر مىشود و به نوك هرمى پايان مىپذيرد و معمولا آن را از سنگ يك‌پارچه مىتراشيده‌اند .