على اصغر شميم

98

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

درآمده است ، تحويل سفارت روسيه بدهند . زمامداران ايران براى انصراف سفير روسيه از اين امر تلاش كردند و چون به نتيجه نرسيد ، ناچار آن دو زن ارمنى تازه‌مسلمان را تحويل سفارت دادند و آصف الدوله كه دل خوش از روس‌ها نداشت در پيرامون اين واقعه شروع به تبليغات كرد و تبليغات او و كسان ديگر در جامعه‌ى روحانى مؤثر افتاد و در محافل مذهبى گفته شد كه استخلاص دو زن مسلمان از دست اجنبى كافر شرعا لازم و واجب است . فتواى روحانيون در ميان مردم كه سخت به آداب دينى پابند بودند به سرعت انتشار يافت و از گوشه و كنار پايتخت غوغا برخاست و مراتب به گوش سفير روسيه رسيد . وى در برابر اصرار و پافشارى رجال ايرانى موضوع استرداد دو زن ارمنى تازه‌مسلمان را به روز بعد موكول نمود . فرداى آن روز بازار تهران بسته شد و جمعيت انبوهى به جانب سفارتخانه‌ى روسيه حركت كردند و همين‌كه جمعيت به پيرامون سفارت رسيدند گريبايدوف دستور داد تا آن دو زن را تحويل مردم بدهند . در ضمن تحويل زنان ارمنى به مردم بين بعضى از افراد جمعيت و مستخدمين سفارت كشمكش درگرفت و يكى از افراد جمعيت به ضرب گلوله قزاق‌ها كشته شد . مردم جسد مقتول را به مسجد بردند و در آنجا سردسته و رهبر جمعيت مردم را به انتقامجويى و قصاص خون مقتول تهييج نمود . اثر عميق شكست‌هاى ايران در جبهه‌ى قفقازيه و انتشار مفاد عهدنامه‌ى تركمانچاى ، نارضايى عمومى را برانگيخته و حمله بازاريان و مردم ديگر به سفارت روسيه در حقيقت جلوه‌اى از آن نارضايى بود كه متأسفانه به صورت يك عمل غيرانسانى و دور از مروت و جوانمردى پديدار گرديد « 1 » و در نتيجه گريبايدوف و در حدود 35 نفر از همراهان او و اتباع

--> ( 1 ) - رابرت گرانت واتسن درباره‌ى اين حادثه مىنويسد : « . . . آنچه اثاثيه در آن منزل بود به يغما بردند . از ميان جمعيت كسى فرياد كشيد كه اسب‌هاى روسى در طويله سفارت انگليس هستند . جمعيت دسته‌جمعى عازم سفارت انگليس شدند . كوشش آن‌ها براى گشودن دروازه‌هاى سفارت بىاثر ماند . جمعيت طورى تهييج و تحريص نشده بودند كه اشتهاى آنان فرونشيند از ديوار خانه‌ى مجاور شكافى به صحن اصطبل ( اصطبل سفارت انگليس ) گشوده به آن راه يافتند . اين موضوع قابل توجه است ديده نشده كه عنان مردم بلوايى در حال طغيان به دست شعور و تشخيص سپرده شده باشد . اما اين جماعت از قدم اول تشخيص و هدف و خواسته مشروع و قانونى خود را داده بودند . با اينكه اصطبل در تصرف آن‌ها بود و كليه‌ى زين و برگ و پلاس اسب‌ها را تصاحب نموده بودند ، دست به كوچك‌ترين اسباب و اثاثيه متعلق به سفارت انگلستان نزدند و كمترين خسارتى وارد نياوردند . پس از كشتن يك ميراخور گرجى و دو قزاق روسى اسب‌ها را از طويله به خانه‌هاى خود بردند و دفعتا بلوا فرونشست . « تاريخ قاجار ، تأليف رابرت گرانت واتسن ( انگليسى ) ترجمه عباسقلى آذرى » .