على اصغر شميم
92
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
فرماندهى كل نيروهاى روسيه در قفقازيه و مأمور دربار روسيه شدند و حتى يكى از نمايندگان ايران ( داود خان ) ضمن عزيمت به روسيه از راه قسطنطنيه در اين شهر نامهاى به مترنيخ « 1 » صدراعظم اتريش نوشت و علل اختلافاتى را كه بهانهى جنگ دوم روسيه با ايران گرديده بود ، در آن نامه شرح داد . ولى هيچيك از نمايندگان اعزامى نتوانستند به پايتخت روسيه راه يابند ، زيرا در جبههى قفقازيه جنگ ميان نيروهاى دو دولت آغاز شده بود و صدراعظم روسيه و مقامات ديگر آن كشور از پذيرفتن سفراى فوق العادهى ايران امتناع مىورزيد . از مذاكرات ميرزا محمد على نماينده ايران با ژنرال الكسى يرمولف در تفليس نيز نتيجهاى به دست نيامد و متاركههاى چند هفتهاى و چند ماهه جنگ در جبههى قفقازيه بيشتر به زيان ايران انجاميد . جنگ دوم جنگهاى دورهى دوم ايران و روسيه طولانى نشد زيرا تجهيزات ايران براى دفاع در برابر نيروى كثير العدهى روس كافى نبود و نيروى نظامى ايران بر اثر جنگهاى ممتد داخلى و خارجى كه در مدت 30 سال از جلوس فتحعلى شاه بر تخت سلطنت تا اين زمان متواليا اتفاق افتاد ، كاملا ضعيف شده بود . در اين جنگ يأس و نوميدى وليعهد از غلبه بر سپاه روس و بىپولى و درماندگى او در برابر مخارج سپاه و خست و لئامت شخص شاه و خوددارى او از تأمين مخارج سپاه مزيد بر علت شد و جنگ را زودتر خاتمه داد و به شكست قطعى وليعهد و انعقاد عهدنامهى تركمانچاى منجر گرديد . در جنگهاى سال 1241 و 1242 هجرى قمرى چندان موفقيتى نصيب روسها نگرديد و سپاه ايران كه احساسات دينى آنان را علماى مذهب تهييج كرده بودند ، رشيدانه مقاومت كردند و حتى در فاصلهى سالهاى 1241 و 1242 هجرى بيشتر نواحى را كه در جنگهاى دورهى اول از دست رفته بود ، اشغال كردند و سرانجام يرمولف بر اثر عدم كاميابى در جنگ از طرف تزار روس احضار شد و سردار ديگرى به نام پاسكيويچ « 2 » كه در جبههى مشرق اروپا و در جنگهاى عثمانى آزموده شده بود به فرماندهى سپاه قفقازيه منصوب گرديد . « 3 »
--> ( 1 ) - Klemins Lothar Wenzel prince de Metternich از سياستمداران و صدراعظم اتريش ( 1773 - 1859 ميلادى ) . ( 2 ) - G . Paskiewitch ( 3 ) - عباس ميرزا وليعهد و فرماندهى كل قواى ايران در جبهه قفقازيه يكى از نزديكان خود را به نام ميرزا صالح كه مدتى در انگلستان تحصيل كرده بود ، براى مذاكره با پاسكيويچ به تفليس فرستاد ولى نتيجهاى