على اصغر شميم
85
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
ايروان در جنگ اصلاندوز « 1 » نيمى از قواى خود را از دست داده بود ، از ارس گذشت و تا تبريز عقب نشست . قواى روس بر ايروان و در پايان سال بر لنكران دست يافت . در آن ميان سفير انگليس به وساطت برخاست و مقدمات عقد پيمان صلح را بين ايران و روسيه فراهم ساخت . مذاكرات صلح مدتى طول كشيد و عاقبت عهدنامهاى در گلستان از توابع قراباغ در 11 فصل و يك مقدمه نوشته شد و در تاريخ 29 شوال سال 1228 هجرى قمرى سابق با 12 اكتبر 1813 ميلادى با حضور سفير انگليس به وسيلهى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى نمايندهى ايران و نيكولا نمايندهى فوق العاده تزار و سردار روس به امضاء رسيد . مفاد عهدنامهى گلستان بهجز قسمتى كه مربوط به انتزاع قسمتى از قفقازيه از خاك ايران است ، بعدها از طرف حكومت شوروى سوسياليستى روسيه لغو گرديد . اينك براى مزيد اطلاع خوانندگان گرامى فصول ( مواد ) سوم و چهارم از عهدنامه مزبور را ذيلا نقل مىكنيم : « فصل سوم - پادشاه ايران براى ابراز دوستى و وفاق نسبت به امپراتور روسيه تمامى ولايات قراباغ و گنجه و خانات موشكى و شيروان و قبه و دربند و باكو و هرجا از ولايات طالش را كه بالفعل « 2 » در تصرف دولت روسيه است و تمامى داغستان و گرجستان را تا درياى خزر مخصوص و متعلق به دولت امپراتورى روسيه مىداند . فصل چهارم - امپراتور روسيه براى ابراز و اظهار دوستى به پادشاه ايران و براى اثبات ايمنى از طرف خود و وليعهدان عظام اقرار مىنمايد كه هريك از فرزندان پادشاه ايران كه به وليعهدى معين مىگردد ، هرگاه محتاج به اعانت و امداد دولت روسيه باشد ، مضايقه ننمايد تا از خارج كسى نتواند در مملكت ايران دخل و تصرف كند و اگر در امور داخلى ما بين شاهزادگان منازعاتى دست دهد دولت روسيه را در آن ميانه كارى نيست مگر آنكه پادشاه وقت خواهش نمايد « 3 » » .
--> ( 1 ) - در خلال جنگهاى كنار ارس افسران انگليس از اردوى عباس ميرزا احضار شده بودند و فقط كريستى و ليندسه در اردو باقى ماندند . كريستى كه فرماندهى يك دسته از پيادهنظام ايران را مستقلا بر عهده گرفته بود در جنگ زخمى و به دست نيروى روسيه اسير و كشته شد . ( 2 ) - يعنى در تاريخ عقد قرارداد . ( 3 ) - در معاهدهى گلستان بطور ضمنى ايران قبول كرد كه در درياى خزر نيروى دريايى نداشته باشد و سرپرستى سايكس در كتاب تاريخ خود نوشته است كه هنگام مذاكره دربارهى اين قسمت از قرارداد در تهران حاجى ميرزا آغاسى كه بعدها صدراعظم محمد شاه گرديد ، براى پايان دادن به مذاكره و مباحثه فرياد زد : « ما از آب شور چه مىخواهيم ؟ »