على اصغر شميم

608

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

نيروى سرخ كه عبارت بودند از دو فوج 800 نفرى و 600 نفرى خاك ايران را تخليه كردند « 1 » . تئودور روتشتاين بنا به قولى كه به احمد شاه داده بود ، درصدد برآمد كه ميرزا موچك خان را از ادامه‌ى عمليات ضد دولت مركزى بازدارد و او را به تسليم در برابر حكومت ايران برانگيزد و نامه‌هايى در اين زمينه به او نوشت . اما ميرزا در وضع ناگوارى قرار گرفته بود ، او مايل نبود به دولت ايران تسليم شود ، زيرا به اين دولت اعتماد نداشت و نيز نمىخواست به خاك شوروى برود چون احساسات دينى و تعصب مذهبى او مانع از انجام چنان عملى بود و از طرف ديگر قدرت پايدارى در برابر نيروى مجهز دولتى را كه سردار سپه آن را هدايت مىكرد در خود نمىديد . با اين‌همه مقاومت را بر فرار به روسيه و يا تسليم به دولت ترجيح داد و آن‌قدر پايدارى كرد تا تنها ماند . آنگاه كه سردار سپه به رشت وارد شده و خالو قربان تسليم گرديده بود ، ميرزا با يك نفر آلمانى كه از دوستان صميمى او بود ، در گردنه‌ى بين طالش و خلخال از سرما هلاك گرديد ( ربيع الثانى 1340 قمرى - آذرماه 1300 شمسى ) . يكى از افراد طالش سر ميرزا را بريد تا به طمع جايزه به فرمانده‌ى نيروهاى دولتى تسليم كند و بدين‌ترتيب نهضت جنگل پايان يافت . قيام پسيان و پايان كار او كلنل محمد تقى خان ( پسيان ) فرمانده‌ى ژاندارمرى خراسان به دستور سيد ضياء الدين ، رئيس الوزراى وقت ، چنان‌كه اشاره كرديم ، قوام السلطنه والى خراسان را توقيف و تحت الحفظ ژاندارم به تهران روانه كرد . وى افسرى وطن‌خواه ، درس‌خوانده و باهوش و داراى تعصب ملى شديد بود اما اين افسر شريف ، جاه‌طلب و مغرور نيز بود و چون خبر رياست‌وزرايى قوام السلطنه انتشار يافت ، قهرا بر مقام موقعيت خود بيمناك گرديد ، به‌ويژه كه اندكى پس از تشكيل دولت جديد به دستور پايتخت ميرزا صدرا ملقب به نجد السلطنه به نيابت ايالت خراسان منصوب و كلنل كه در دوره‌ى حكومت سيد ضياء الدين اداره‌ى امور ايالت خراسان را در دست داشت ، فقط در مقام فرماندهى ژاندارمرى باقى ماند و چون اين امر را نسبت به خود توهين و يك نوع انتقامجويى از جانب قوام السلطنه مىدانست ، درصدد طغيان و قيام عليه دولت مركزى برآمد . قيام كلنل با نهضت كوچك جنگلى ، هرچند كه روزى اين دو نفر باهم يار و همكار و همفكر

--> ( 1 ) - كيكاتو فرمانده‌ى دو فوج مزبور اندكى قبل از حركت از رشت در سبزه‌ميدان آن شهر نطقى ايراد كرد و وعده داد كه باز هم اگر ضرورت پيدا كند به يارى انقلابيون متجاسرين شمال خواهد آمد .