على اصغر شميم

591

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

شيخ حسن خان چاكوتاهى فرزند دلير ايران ، كه با دليران تنگستانى عليه پليس جنوب و نيروهاى انگليس مىجنگيد ، در همين ايام در دام انگليس‌ها افتاد و خود و پسران شجاع و عده‌ى زيادى از ياران وفادارش با وضع فجيعى به قتل رسيدند و اين فاجعه به حساب استقرار امنيت در جنوب ايران گذاشته شد و ارزش و مقام دولت مشير الدوله را كه بر قيام خيابانى پيروز گرديده و در مازندران بلشويك‌ها را عقب رانده و اميدوار بود كه نهضت بلشويكى شمال را به كلى ريشه‌كن سازد افزود ؛ به‌ويژه كه نيروى قزاق ايران در گيلان نيز به نبرد شديدى عليه بلشويك‌ها دست زده و آنان را تا كرانه‌ى درياى خزر در انزلى عقب رانده بود . اما دولت مشير الدوله ، كه پنجاه و پنجمين كابينه‌ى دوره‌ى مشروطه بود ، عليرغم اقدامات مفيدى كه در راه ايجاد امنيت و مبارزه با قيام‌ها و تجزيه‌طلبىها كرده بود ، به تدريج با مخالفت محافل ملى و سياسى و مطبوعاتى روبه‌رو گرديد و كشته شدن خيابانى در تبريز و اقدام خودسرانه‌ى پليس جنوب در كشتن شيخ حسن خان و يارانش در تهران هيجانى فوق العاده در مردم و محافل ملى پديد آورد . در همان اوقات دولت مشير الدوله درصدد برآمد كه هرچه زودتر روابط عادى و سياسى با رژيم شوروى برقرار كند و بدين منظور مشاور الممالك سفير ايران در استانبول را با سمت وزيرمختارى به مسكو فرستاد ( ذيقعده 1338 ) و اين اقدام به مذاق انگليس‌ها خوش نيامد و مسئله‌ى پرداختن مساعده‌ى بانك شاهنشاهى به دولت را پيش كشيده و اظهار داشتند كه چون قرارداد ايران و انگليس به تصويب نرسيده است ، بانك ديگر مساعده‌اى به دولت نخواهد پرداخت . مذاكره‌ى ايرانى با انگليس‌ها به اين نتيجه رسيد كه تا سه ماه ديگر بانك مساعده‌ى ماهانه را بپردازد و نيروى انگليس ، كه قزاق ايران را در برابر بلشويك‌هاى گيلان تنها گذاشته و تا منجيل عقب نشسته بود ، به همكارى نظامى خود با نيروى قزاق ادامه دهد و البته اين مهلت سه ماهه براى آن بود كه دولت قرارداد 1919 را به تصويب مجلس برساند ، اما مشير الدوله در برابر ايستادگى نمايندگان مجلس كه به وسيله‌ى آبستراكسيون ، مجلس را از اكثريت مىانداختند ، موفق به انجام تقاضاى انگليس‌ها نشد و در ميان وضع مبهم و پيچيده‌ى سياسى كشور ، كه حتى بسيارى از رجال سياسى نيز از جريان حوادث پشت پرده آن بىاطلاع بودند ، از كار كناره گرفت . كابينه‌ى فتح اللّه اكبر ( سپهدار ) پس از كناره‌گيرى مشير الدوله ، به خود او و مستوفى الممالك و فرمانفرما تكليف شد كه رياست دولت جديد را برعهده گيرند ولى هيچ‌كدام زير بار نرفتند و سرانجام احمد شاه فتح اللّه اكبر ( سردار منصور ) را كه پس از اعطاى لقب سپهسالار اعظم به محمد ولى خان تنكابنى