على اصغر شميم

587

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

هر وسيله كه باشد ، برقرار دارند . در دو كلمه‌ى پرگرام آزاديخواهان عبارت از اين است : برقرار داشتن آسايش عمومى . از قوه به عمل آوردن رژيم مشروطيت » . احمد كسروى كه خود از همفكران و دوستان قديم خيابانى بوده و در جريان قيام كنار كشيده و به انجام وظيفه‌ى دولتى در دادگسترى تبريز ادامه داده و به همين علت مورد بىمهرى و به قول خودش مورد سختگيرى و آزار پيروان خيابانى قرار گرفته است ، درباره‌ى نطق‌ها و سخنرانىهاى خيابانى مىنويسد : « در اين ميان هر روز دسته‌هاى انبوهى در حياط تجدد گرد مىآمدند . براى سرگرمى آنان ، خيابانى چنين نهاد كه هر روز خود به جلو بيايد و گفتارى رانده ، ولى كم‌كم اين گفتار رانى داستانى پيدا كرد . زيرا هر زمان كه گفتارى رانده مىشد ، برخى از پيروان خيابانى و بسيارى از چاپلوسان و رويه‌كاران به نمايش‌هايى برمىخاستند . بدين‌سان كه در ميان گفتار و در پايان آن با سختى كف مىزدند و يك آواى بزرگى پديد مىآوردند . در روزنامه‌ى تجدد اين را به جمله‌هاى شگفتى « كف زدن‌هاى برق‌آسا » و دست زدن‌هاى رعدآسا ياد كرده ، گاهى برخى چاپلوسى بيشتر كرده ، خيابانى را از جاى خود به سر داشته به روى دست مىگردانيدند . گاهى چنين مىگفتند : آمريكا اگر ويلسن دارد ايران خيابانى دارد » . بنابر پيشنهاد حاجى اسماعيل اميرخيزى ، يار و همكار خيابانى ، بدين مناسبت كه آذربايجان در كسب آزادى و مشروطه كوشش فراوان به كار برده است . نام آذربايجان به آزاديستان مبدل گرديد و چون مردم قفقازيه شرقى يعنى سكنه‌ى باكو و شيروان نام جمهورى آذربايجان براى دولت خود انتخاب كرده و آرزومند بودند كه آذربايجان ايران را نيز با خود متحد سازند ، پيشنهاد اميرخيزى مبنى بر تغيير نام آذربايجان به آزاديستان با حسن استقبال مردم كه به هيچ‌وجه حاضر نبودند از مليت ايرانى خود چشم بپوشند ، مواجه گرديد و به دستور خيابانى كاغذها و كليه‌ى اوراق رسمى را با مارك آزاديستان چاپ كردند و بعدها خيابانى در مكاتبات خود با تهران ، اين مطلب را پيش كشيد كه « بايد دولت آزاديستان به رسميت شناخته شود » و اين عنوان در حقيقت جلوه‌اى از تمايلات تجزيه‌طلبى خيابان و مسلما مقدمه‌ى سقوط و نكبت او بود . تحولاتى كه در روش مسلكى و سياسى خيابانى روى داده ، او را به صورت يك آدم مرموز درآورده است . او در همان حال كه با انگليس‌ها به سختى دشمنى مىورزيد و با كنسولگرى آلمان در تبريز ارتباط داشت و زمزمه‌ى استقلال داخلى آذربايجان ( آزاديستان ) را آغاز نموده بود ، گاهى براى تهديد تهران و دولت مركزى با بولشويك‌ها كه در تبريز گروهى تشكيل داده بودند ، همدردى نشان مىداد و گاهى طى سخنان و اقدامات خود ، دشمنى خويش را با مسلك