على اصغر شميم

564

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

تهيه‌ى مقدمات انتخابات مجلس ، عناصر ملى و آزاديخواه و بسيارى از زعما و سران حزب دموكرات را به پشتيبانى از دولت برانگيخته بود ، باب مذاكره با انگلستان را باز كرد و - چنان‌كه خواهيم گفت - دنباله‌ى اين گفتگوها كه كاملا بر وفق مصالح بريتانيا بود ، تا عقد قرارداد سال 1919 ميلادى بين دولت وثوق الدوله و امپراطورى بريتانيا كشيده شد . ملك الشعراى بهار درباره‌ى تغيير كابينه و روى كار آمدن وثوق الدوله مىنويسد : « . . . به جاى همه‌ى كارها فقط اين شد كه كابينه‌ى دوم آقاى وثوق الدوله به روى كار آمد ؛ كابينه‌اى كه بايستى وقت را غنيمت شمرده زمام كار را طورى به دست بگيرد كه با توپ هم نشود از او پس گرفت . . . اينجا به قدرى اسرار تاريخى داريم كه بايد ناگفته بماند زيرا درصد مقاله هم از عهده نمىتوان برآمد . . . يكى از آن اسرار ، شاه است ، بلكه مرحوم احمد شاه يكى از موانعى بود كه تا آن روز به واسطه‌ى وجود و عقايد خاص او نتوانستيم دولتى كه مىخواستيم تشكيل دهيم ، نه ما بلكه هيچ‌كس با طرز افكار آن مرحوم نمىتوانست به طرزى غير از طرزهاى عادى كار كند « 1 » ،

--> ( 1 ) - از شرحى كه اينك از كتاب « ايران در جنگ بزرگ » تأليف مورخ الدوله سپهر نقل مىكنيم ، تا حدى مىتوان به طرز فكر و خصوصيات اخلاقى احمد شاه پى برد : « . . . تربيت ناصر الملك و عبرت از بدبختى پدر ، او را به قانون اساسى و عدم دخالت در امور دولت پاىبند ساخته بود . جمله‌ى ( من مسئول نيستم ) ورد زبانش بود . نسبت به اجانب سوءظن داشت و رفتار همسايگان درباره‌ى محمد على شاه را هرگز فراموش نمىكرد ! چنان‌كه بعد از انعقاد قرارداد 1919 در مقابل اصرار دولت انگليس مبنى بر تأييد آن عهدنامه‌ى شوم ، استقامت ورزيد و در سر ميز شام رسمى در جواب نطق شهردار لندن و بيانات لرد كرزن وزير امور خارجه از هرگونه اشاره به آن موضوع خوددارى كرد و اين رفتار موجب شد كه در مسافرت پاريس با تجليل و تكريم بسيار از طرف دولت فرانسه پذيرايى شود و علاقه به كشور فرانسه را تا پايان عمر محفوظ داشت . كريستوفر سايكس ، مورّخ انگليسى ، از سلطان احمد شاه چنين ياد مىكند : بىتصميمى اين جوان نابالغ فربه داراى چشمان شيرين و خواب‌آلود موجب نجات ايران گرديد ، هرگاه در آن موقع يك پادشاه بااراده و مقتدرى در ايران سلطنت مىكرد ، حتما اين كشور باستانى در پرتگاه مخوفى سقوط نموده بود . از زندگى خصوصى و اخلاقى شخصى سلطان احمد شاه تا آنجا كه اطلاع داريم جوانى مهربان و مؤدب بود و قلبى رئوف داشت . آهسته صحبت مىكرد ، نظر به استبداد فربهى در خوردن امساك مىنمود به اغذيه ايرانى بيش از خوراك‌هاى فرنگى رغبت داشت ، مشروب الكلى دوست نمىداشت ، به تشريفات دربارى عقيده نداشت ، درويش‌مسلك و دموكرات‌منش بود ، به تعاليم اسلامى ايمان داشت اما نماز نمىخواند و روزه نمىگرفت ، شكار و بازى بيليارد و تنيس را دوست مىداشت ، به موسيقى كلاسيك عشق فراوان نشان مىداد ،