على اصغر شميم
55
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
كه در آن عصر براى آن دولت در دربار قاجاريه فراهم مىشد از ارتباط خود با ايران براى حفظ هندوستان سود بسيار برد و زيان فراوان به كشور ما وارد آمد . I روابط ايران و فرانسه « 1 » آغاز روابط فتحعلى شاه همينكه در سال 1218 هجرى ( مقارن 1803 ميلادى ) با تهاجم سپاه روسيه به ناحيه قفقاز مواجه شد و اطلاعاتى از نيروى برى و درجه استعداد و قابليت نظامى آن دولت حاصل كرد ، درصدد جلب متحدى برآمد . در اين موقع فتح مصر و ايتاليا به وسيلهى ناپلئون و فتوحات او در اروپاى مركزى فتحعلى شاه را به سوى امپراتور فرانسه متوجه ساخت و به فكر افتاد كه ناپلئون را براى دفع روسيه با خود متحد مىسازد . در سال 1219 هجرى ( 1804 ميلادى ) موقع لشكركشى به ايروان « 2 » با داود خليفه ارامنه اوچ كليسا ( اوچمياذين واقع در نزديكى ايروان و حوالى رود ارس ) ملاقات نمود و از او اطلاعات مختصرى راجع به ناپلئون به دست آورد و در رمضان سال 1219 هجرى ( دسامبر 1804 ميلادى ) نامهاى مبنى بر علاقهى خود به عقد اتحاد با فرانسه به ناپلئون نوشت و آن نامه به وسيلهى سفير فرانسه در قسطنطنيه ( پايتخت عثمانى ) به فرانسه ترجمه شد و در ژانويه 1805 ميلادى به ناپلئون رسيد . ناپلئون ، با آنكه كاملا با پيشنهادهاى فتحعلى شاه موافق بود چون اطلاعات دقيق كاملى از وضع سياسى و عمومى ايران نداشت « 3 » ، بعد از رسيدن آن نامه ، ژوبر ( Jubert ) مترجم و منشى دربار خود را از راه عثمانى به ايران فرستاد تا تحقيقات خود را از دو كشور مزبور به امپراتور گزارش دهد و ضمنا به او دستور داد كه حتى المقدور مأموريت خود را راجع به ايران مخفى بدارد تا كارگزاران عثمانى و انگلستان از آن مأموريت مطلع نشوند .
--> ( 1 ) - از ذكر روابط ايران و فرانسه در دورههاى تاريخى تيموريان و صفويه چون از حدود كتاب خارج است خوددارى شد . ( 2 ) - تفصيل جنگهاى ايران روسيه در فصل جداگانه خواهد آمد . ( 3 ) - بعضى اطلاعات ناقص به وسيله مأمورين فرانسه در ايران مثل اوليويه Oliver برونيه Brunier در حدود سالهاى انقلاب كبير فرانسه تهيه شده بود ولى آن اطلاعات براى انجام مقاصد ناپلئون كفايت نمىكرد .