على اصغر شميم
532
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
استبداد به جايى نرسيد . اما بايد در نظر داشت كه دولت جوان مشروطه تا مدتها با يك چنين كوششها و تحريكات داخلى و خارجى كه به منظور از ميان بردن رژيم پارلمانى و يا لااقل تضعيف آن صورت مىگرفت ، مواجه و دچار مشكلات بسيار بود . وضع مالى و سياسى كشور از هم گسيختگى رشتهى امور مالى كشور ، طى انقلاب بزرگ و سپس تحميل هزينههاى سنگين جنگهاى داخلى و نبرد با عوامل استبداد و بالاخره تدارك سپاه و مهمات براى بيرون راندن محمد على ميرزا و يارانش از ايران و از همه مهمتر هزينهى تجهيز نيروى ژاندارم و تقويت پليس و تأمين حقوق عقبافتاده كاركنان دولت ، خزانه را با فقر مالى عجيبى روبرو و دولت جوان مشروطه را با مشكلات بسيار مواجه ساخته بود و در آن ميان دول دوست و همجوار ايران ( ! ! ) يعنى روسيه و انگليس ، راه هرگونه وامخواهى از دول و يا شركتها و سرمايهداران كشورهاى بىطرف را بر دولت مشروطه بسته بودند و اصرار داشتند كه ايران اگر وام مىخواهد فقط از روس و انگليس بايد بخواهد . در كابينه مستوفى الممالك كه دموكراتهاى انقلابى به زمامدارى رسيده بودند ، دولت ايران با اجازهى مجلس شوراى ملى با دولت ايالات متحدهى آمريكا ، قراردادى براى اعزام يك هيئت مستشارى مالى به ايران امضا كرد و طى آن قرارداد مستر مورگان شوستر همراه با هيئتى به ايران آمد و زمام امور ماليه ايران را در دست گرفت . مجلس شوراى ملى كه به حسننيت شوستر و همراهانش اطمينان كامل كرده بود ، دربارهى هر نوع اقدام براى اصلاح امور مالى ايران به او اختيارات داد . هرچند كه سايكس و نويسندگان ديگر انگليسى نظير او ، مرگان شوستر را « فاقد بصيرت در امور » و متهم به « عدم رعايت نزاكت و آداب نموده » و براى مدعاى خود امتناع او را از ديد و بازديد تشريفاتى با نمايندگان سياسى مقيم دربار ايران و اروپاييان ساكن اين كشور شاهد آوردند ، اما حقيقت امر اين است كه انگليسها بدان علت كه يك نفر غيرانگليسى زمام امور مالى ايران را در دست گرفته و روسهاى بهانهجو به عنوان آنكه شوستر مىخواهد املاك شعاع السلطنه « 1 » ياغى بر دولت مشروطه را كه نزد بانك استقراضى روس در گرو وام بوده
--> ( 1 ) - سايكس مىنويسد كه شعاع السلطنه تبعهى دولت عثمانى بود نه روسيه . بعدا اضافه مىكند كه اصولا اقدام شوستر در مورد اعزام ژاندارمها به منطقهاى كه ژنرال قنسول روس در آنجا قراول و پاسبان براى حفظ املاك شعاع السلطنه گماشته بود ، اشتباه بوده و يك قضيهى ساده و روشنى را پيچيده و خراب كرده و ايران را در يك وضع بحرانى قرار داده است .