على اصغر شميم
528
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
رقباى كنونى خود و رفتار دولت ناراضى بودند . ايستادگى مجاهدين در پارك و امتناع آنان از به كار بستن پند و اندرز سران خود و مأموريت دولت و مجلس ، كار را به آنجا رسانيد كه نيروى دولتى پارك اتابك را محاصره كردند و به مانور نظامى دست زدند تا شايد مجاهدين به تسليم اسلحه خود راضى شوند . در آن ميان معز السلطان از پارك گريخت و به سفارت عثمانى پناهنده شد و ضرغام السلطنه بختيارى نيز به شاه عبد العظيم پناه برد . پس از گفتگوى بسيار قرار شد دولت نيمى از حقوق پسافتاده مجاهدين را بپردازد و نيم ديگر را ستار خان تضمين كند كه پس از چندى بپردازد ، مشروط بر آنكه مجاهدان اسلحهها را تسليم كنند . حاجى اسماعيل امير خيزى از طرف سردار ملى و سالار ملى با هيئت دولت در اينباره گفتگو و موافقت دولت را جلب كرد . درست هنگامى كه مجاهدان اسلحه خود را يكيك تحويل نمايندهى ستار خان مىدادند ، ناگهان دو تن از اتباع عثمانى به نام جميل بيگ و جمال بيگ وارد پارك شدند و يكى از آنان خطاب به مجاهدين گفت : « اين مجاهدان در راه آزادى تلاشها كردهاند و بيشتر ايشان پدر يا برادر يا پسر خود را از دست دادهاند . تفنگها را نيز در جنگ از دست دشمن بيرون آوردهاند . اين رفتار دولت با اينان بيدادگرانه است » . اين گفتهها و هجوم و شور و غوغاى مردمى كه دسته دسته به پارك مىآمدند اثر ناگوار خود را بخشيده ؛ صداى گلولهاى در فضا پيچيد ، ياران و همقدمان چند ماه پيش با يكديگر به جنگ برخاستند . بختيارىها هوادار سردار اسعد از بيرون پارك حمله بردند و طى جنگ اندوهبارى عدهاى از مجاهدين كشته و قريب به دويست نفر دستگير شدند و ستار خان سردار دلير آزادى گلوله خورد . اندكى بعد آتش جنگ فرونشست و ستار خان و باقر خان و پسر دو ساله ستار خان را با درشكه به خانه صمصام السلطنه بردند « 1 » . در برابر اين حوادث و شورشهايى كه در غالب شهرستانها روى داد ، كابينهى انقلابى مستوفى الممالك سقوط كرد و بار ديگر سپهدار با وزراى اعتدالى بر سر كار آمدند و از مجلس اختيارات گرفتند تا با قدرت كامل به قلع مادهى ناامنى و آشوب بپردازند اما از اين اختيارات نيز براى دستگير كردن و تبعيد مخالفان سياسى خود مانند يار محمد خان و حيدر عمواوغلى و امثال آنان استفاده كردند و دولت همچنان در برابر دو مسئلهى اساسى ، يعنى فقر مالى خزانه و ناامنى و عدم ثبات سياسى كشور مواجه بود و اين وضع تقريبا تا آغاز جنگ جهانى اول ، كم و
--> ( 1 ) - ستار خان كه طى آنهمه مبارزهى دليرانه ، صفاى باطن و ايمان به آزادى و نيكعهدى و وفاى به قول و وعده را عملا نشان داده بود ، پس از آن حادثهى ناگوار چند سالى با پاى شكسته زندگى كرد .