على اصغر شميم
516
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
گرديد « 1 » » . ماهيت انقلاب ايران ملت ايران بهطورى كه ديديم با يك جنبش مردانه و عليرغم فشارهاى سياسى و نظامى روسيه و كارشكنى و دورويى ديپلماسى بريتانيا ، طى انقلاب باشكوهى زمام مقدرات خود را كه قرنها در سرپنجه قدرت پادشاهان مستبد و خودخواه بود ، در دست گرفت . رهبران انقلاب مشروطهى ايران غالبا از ميان طبقات متوسط برخاستند و مجاهدين و مردم دلير و فداكار اين طبقه بودند كه آزادى و حريت را در سايه رشادت و جانبازى خود به دست آوردند ولى اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه انقلاب مشروطه اثر عميقى در وضع اجتماعى و طبقاتى ملت ايران بهوجود نياورد و بر اثر آن انقلاب ، شرايط اقتصادى و حتى اجتماعى زندگى مردم تغييرى حاصل نكرد و در وضع طبقات كشور و روابط اجتماعى طبقات كارگر و زحمتكش با طبقات ممتازه كارفرما تفاوت محسوسى ، نسبت به آنچه در دوران استبداد بود ، پديد نيامد . رهبران انقلاب پس از احراز موفقيت و تحكيم اساس مجلس شوراى ملى ، سرنوشت مشروطه را به مرور زمان و قانون تكامل و ارتقا سپردند و تصور كردند كه عامل زمان خود تحولات اساسى و تغييرات محسوسى را كه در پى هر انقلاب ريشهدار و عمقى طبعا پيش مىآيد ، بهوجود خواهد آورد . نتيجهى اينگونه تفكر و بروز پارهاى اختلافات ميان سران انقلاب بر سر مسائل سياسى و سپس اثر رويه و روشى كه احزاب مختلف در سياست خود پيش گرفتند ، اين شد كه سرنوشت حكومت مشروطه نيز به دست كسانى افتاد كه مصالح و منافع خود را در رژيم فرسوده استبدادى جستجو مىكردند ، يعنى همان طبقهى حاكمه سابق با تغيير قيافه در دوران بعد از مشروطه نيز زمام قدرت را در دست گرفتند و طبعا از هرگونه تحول اساسى در شرايط زندگى اجتماعى و اقتصادى طبقات محروم و زحمتكش ايران جلوگيرى كردند و عليرغم انتظارات كساعنى كه در راه ايجاد حكومت مشروطه فداكارىها و رشادتها نشان داده بودند ، امتيازات طبقاتى خود را كماكان در ميان جامعهى ايرانى حفظ كردند و به علت انتساب به حكومت آزاد و تظاهر به آزادىطلبى و حمايت از اركان مشروطه ، بر وجهه ملى و نفوذ اجتماعى خويش افزودند . در فصول پيش دربارهى تجزيه و تحليل نهضت مشروطهخواهى ، اشاره كرديم كه طبقهى مولد ثروت كشور يعنى دهقانان ايران كه اكثريت جامعه را تشكيل مىدادند ، اگرچه در مسير
--> ( 1 ) - « تاريخ هيجده سال آذربايجان » نگارش كسروى ، چاپ دوم ، ص 60 - 61 .