على اصغر شميم
517
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
انقلاب قرار گرفتند ليكن نه مفهوم مشروطه را درك كردند و نه عملا در پيروزى انقلاب شركت داشتند . هنوز براى دهقان ايرانى ، ارباب مظهر قدرت و فرمانروايى و دهقان محكوم ارباب و در سرپنجه قدرت او بود . نه دولت مىشناخت و نه قانون . حوادث و وقايع شوم دوران سلطنت ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه ، چنان آثار عميقى در روحيهى مردم و احوال اجتماعى ملت ايران باقى گذاشته بود كه تنها با تغيير رژيم سياسى ، بر طرف كردن آن آثار امكانپذير نبود . ايران در زير بار قروض كمرشكن و قيود سياسى و اقتصادى دول استعمارى به سختى مىناليد و در آن ايام تنها يك حكومت مقتدر ملى و متكى به افكار عمومى مىتوانست علاوه بر اصلاح امور داخلى به سياست خارجى ايران نيز ، سر و صورتى بدهد و قيود سياسى و اقتصادى را از دست و پاى مردم بردارد ولى حكومت مشروطه ايران ، چنانكه خواهيم ديد ، هرچند كه ركن اعظم آن ، يعنى مجلس شوراى ملى را مردمى پر شور و وطندوست و باايمان تشكيل داده بودند ، آن امتياز را نسبت به حكومتهاى سابق نداشت كه از عهدهى انجام چنان اصلاحاتى برآيد . در واقع جز از جنبه قانونگذارى ، در ماهيت حكومت ايران نسبت به دوران استبداد و در ماهيت عناصر تشكيلدهندهى آن نسبت به هيئت حاكمه دورهى استبداد تغيير اساسى روى نداده بود .