على اصغر شميم
464
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
آينده و آرامش براى تجديد قوا و تكميل تداركات جنگى بود و چنانكه مىدانيم اين دورهى صلح و آرامش به جنگ جهانى اول انجاميد . صحنههاى شوم رقابت سياسى و اقتصادى روس و انگليس را در ايران از دورهى پادشاهى فتحعلى شاه تا انقلاب مشروطه در فصول پيش تشريح كردهايم و خوانندهى عزيز پس از مطالعهى حوادث و وقايع ناشى از اين رقابت و زيانهاى جبرانناپذيرى كه به كشور و ملت ما وارد آمد ، به اين نكته متوجه مىشود كه خواه و ناخواه آن رقابت و كشمكش در دورهى انقلاب ايران نيز ادامه داشته و به صور مختلف جلوه كرده است . دولت روسيه تزارى كه خود در داخل با قيامها و انقلابات پىدرپى آزاديخواهان بهويژه مردم رشيد قفقازيه مواجه بود ، رژيم استبدادى و دستگاه سلطنت قاجار را تقويت مىكرد و بريتانيا مىخواست با كمك به نهضت مشروطهخواهى و جلب محبت رهبران انقلاب ايران ، هم راه را براى نفوذ هرچه بيشتر در رژيم جديد براى خود باز كند و هم با اين همدردى ظاهر و توأم با ريا ، پرده بر روى جنايات سياسى خود كه تا آن روز در ايران مرتكب شده بود بكشد « 1 » . اما پيشامدها و حوادث بين المللى ، انگلستان را به راهى سوق داد كه پايان آن ارتكاب بزرگترين جنايت تاريخى دربارهى ايران و آن جنايت عقد قرارداد تقسيم ايران با روسيهى تزارى بود . اما پيشامدها و حوادثى كه بدان اشاره كرديم ، مربوط به صفآرايى دول زورمند اروپا و سياست خارجى جمهورى فرانسه بود . شايد اكثر خوانندگان عزيز اين كتاب بدانند كه پس از شكست فرانسه از آلمان در سال 1870 ميلادى ، دولت اخير كه هميشه از انتقامجويى فرانسه بيم داشت ، درصدد برآمد كه به انگلستان نزديك شود و در صورت امكان ، قرارداد اتحاد نظامى با اين دولت ببندد و چون از كوشش خود در اين راه سودى نبرد ، متوجهى امپراتورى مقتدر
--> ( 1 ) - اكثر نويسندگان داخلى تاريخ مشروطه ايران ، با شرح و بسط كامل جنايات روسيه تزارى را در ايران ذكر كرده و قرارداد تركمانچاى و وامخواهى از روسيه و مؤسسات اقتصادى آن دولت را در ايران و ساير اعمال مأمورين سياسى روسيه را در كشور ما از علل و عوامل مهم نهضت مشروطهخواهى دانستهاند ولى هيچيك از آنان از قرارداد ننگين پاريس و بانك شاهى و شركت نفت انگليس و هزاران دسيسه و سياستبازى عمال بريتانيا در ايران نامى نبردهاند و عجيبتر آنكه تقىزاده نيز در سخنرانىهاى خودشان در باشگاه مهرگان چند سال پيش همين رويه را در مورد علل انقلاب مشروطه پيش گرفتند . آيا مىتوان قبول كرد كه ايرانى دورهى انقلاب مشروطه ، با گذشت و جوانمردى همهى جنايات بريتانيا را فقط به خاطر آن چند هزار آزاديخواه ايرانى را به سفارت خود در تهران راه داده و يا به خاطر آنكه نمايندهى سياسى آن دولت به ميانجىگرى بين مردم و شاه برخاسته است فراموش كرده باشد ؟