على اصغر شميم

453

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

زنان از جان گذشته به كمال مىرسد و صحنه‌هاى پرشور ، انقلاب بزرگ ايران ، با خون جوانان و مردان غيور بر سينه‌ى تاريخ نقش مىبندد . فعاليت مجلس گردانندگان مجلس شوراى ملى با پشتيبانى مليون و آزاديخواهان و مطبوعات درصدد برآمدند كه دست عوامل و عناصر دست‌نشانده‌ى سياست‌هاى بيگانه را از سازمان‌هاى دولتى و ملى كوتاه سازند و از هرگونه وام‌خواهى از بيگانگان جلوگيرى كنند . نمايندگان پرشور نخستين دوره مجلس با دليرى و بىباكى عجيبى در برابر محمد على شاه و هيئت دولت او ايستاده بودند ، و در حالىكه هنوز شاهزادگان قاجار و حكام و ولات دوران استبداد بر ايلات و ولايات حكومت مىكردند ، مجلس مىخواست كار تصفيه و اصلاح دستگاه‌هاى دولت را به نفع رژيم خود ، از پايتخت آغاز كند . به همين جهت به تدريج زمزمه‌ى اخراج مستشاران خارجى از ايران در مجلس پيچيد و در همان اوقات موضوع تأسيس بانك ملى ايران و تجديدنظر در ميزان حقوق و مستمرى شاه و شاهزادگان نيز مطرح شد و بدين‌ترتيب مسائل زير در برنامه‌ى كار و اقدامات مجلس قرار گرفت : 1 - اخراج مستشاران بلژيكى و ساير مستخدمين بيگانه از ايران ؛ 2 - تجديدنظر در حقوق و مستمرى شاه و تعيين مبلغ آن و جلوگيرى از تجاوز از آن مبلغ ؛ 3 - تأسيس بانك ملى ؛ 4 - ممنوعيت هرگونه وامخواهى از روسيه و انگليس ؛ 5 - جلوگيرى از استفاده‌هاى نامشروع عمال دولت ، به‌ويژه در مورد وصول ماليات . محمد على شاه ، عليرغم خودپسندى و غرور ذاتى و دلبستگى كه به اعاده‌ى رژيم استبداد داشت ، در برابر فشار مجلس و مطبوعات به خدمت نوز بلژيكى خاتمه داد ولى وزير دارايى ( ناصر الملك ) از آوردن فهرست هزينه‌ى دربار به مجلس به منظور تجديدنظر در حقوق و مستمرى شاه خوددارى ورزيد و اين امر همچنان معوق ماند . اما مسئله‌ى تأسيس بانك ملى كه نمودارى از روح وطن‌دوستى نمايندگان دوره‌ى اول مجلس و جلوه‌اى از عشق و علاقه‌ى آنان به حفظ مليت ايران بود ، به شرحى كه در فصل شانزدهم اين كتاب اشاره كرديم ، با كارشكنى و دسيسه‌هاى بانك شاهنشاهى و بانك استقراضى مواجه شد . درست هنگامى كه پارسيان زرتشتى ساكن هند با شور و هيجان به جمع‌آورى سرمايه‌ى لازم براى تأسيس بانك ملى ايران مشغول بودند و در مجلس شورا درباره‌ى اين امر مهم شور و گفتگو مىشد و مطبوعات در فوايد و مزاياى بانك ملى تبليغ