على اصغر شميم

452

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

چنان‌كه اشاره كرديم ، با مشروطه‌خواهان همداستانى نشان داده و طى نامه‌ى مشروح خود خطاب به سيد عبد اللّه بهبهانى سوگند وفادارى نسبت به رژيم مشروطه ياد و متن قانون اساسى را امضا كرده بود ، ولى چنان به‌نظر مىآمد كه در انديشه‌ى ويران كردن اساس مشروطه و توطئه‌ى عليه آزادى رژيم دموكراسى است . به همين جهات از همان آغاز سلطنت او ، بين مليون و رهبران مجلس شوراى ملى و آزاديخواهان و طرفداران مشروطه در مورد قضاوت راجع به محمد على شاه مطالبى اظهار شد كه حاكى از بيم و نگرانى نسبت به آينده بود . جريان تاجگذارى محمد شاه ، كه روز چهارم ذى الحجه 1324 صورت گرفت « 1 » ، و نشانه‌اى از بىاعتنايى او به نمايندگان مجلس شوراى ملى بود ، بر سوءظن و بدبينى آزادىخواهان نسبت به شاه جديد افزود . در اين جريان كه به‌طور رسمى انجام گرفت و كليه‌ى وزرا و سفرا و نمايندگان سياسى خارجى و روحانيون و اعيان و اشراف حضور داشتند ، از نمايندگان ملت دعوت به عمل نيامده بود و صنيع الدوله و سعد الدوله نمايندگان مجلس به عنوان اعضاى طبقه‌ى اعيان در آن مراسم شركت كرده بودند . انعكاس مراسم تاجگذارى محمد على شاه ، در مجلس شوراى ملى ، موجب برآشفتگى و اعتراض نمايندگان گرديد . ميرزا طاهر تنكابنى نماينده‌ى تهران از طبقه‌ى علما گفت : « سلطان ، سلطان ملت است . بايد از طرف ملت تاج گذارند و مجلس نماينده‌ى ملت است » . ميرزا محمود كتابفروش نماينده‌ى طبقه‌ى اصناف از تهران ضمن گله و شكايت از بىاعتنايى محمد على شاه به مجلس گفت : « حالا كه اول مجلس است اگر مىتواند مطالبه‌ى حق خودش را بكند و الا بعدها نمىتواند كارى از پيش ببرد » . نمايندگان ديگر نيز هريك در اين‌باره مطالبى گفتند . اما محمد على شاه كه به كلى زير نفوذ مستقيم روسيه تزارى قرار گرفته و براى رسيدن به تاج و تخت با مشروطه‌خواهان همدردى نشان داده بود ، اكنون كه تاج و تخت را در اختيار خود و نيروى شگرف روسيه تزارى را پشتيبان خود مىديد و نيز در داخل كشور به توطئه‌ها و دسيسه‌هاى استبدادطلبان و طرفداران رژيم سابق نظر داشت ، به گفته‌ها و اعتراضات نمايندگان مجلس وقعى ننهاد و همچنان به اقدامات خود براى برانداختن رژيم جديد ادامه مىداد . بدين ترتيب آغاز سلطنت محمد على شاه را بايد آغاز مبارزه‌ى واقعى و قطعى بين نيروى ملى و عوامل و عناصر رژيم استبداد دانست . طى اين مبارزه‌ى مردانه ، شور آزاديخواهى مردان و

--> ( 1 ) - كسروى به نقل از كتاب « آبى » مىنويسد : تاج چون بزرگ و سنگين بود ، سر وى تاب نگهدارى آن را نداشت . اين بود ناگزير شد كه به هردو دست آن را نگه دارد و پس از چند دقيقه تاج را برداشت و به جاى آن كلاه رسمى ايرانى كه جقه نادرى را مىداشت به سر گذاشت .