على اصغر شميم

436

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

و توهين و تازيانه زدن به آن كاسب بىگناه ، بر خشم عمومى افزود و سرانجام شاه به عين الدوله صريحا گفت : « البته مقاصد آقايان را اجرا كنيد و آن‌ها را تا فردا بياوريد به شهر ، و الا من خودم مىروم و آن‌ها را مىآورم » . عين الدوله در برابر بيان صريح شاه ناچار تسليم شد و ضمن عريضه‌اى كه به شاه نوشت ، انجام تقاضاهاى آقايان را خواست و شاه با آن درخواست موافقت كرد و فرمان جداگانه‌اى براى تأسيس عدالتخانه صادر نمود كه عين آن از كتاب « تاريخ مشروطيت ايران » نگارش احمد كسروى در اينجا نقل مىشود : « جناب اشرف اتابك اعظم ، چنان‌كه مكرر اين نيت خودمان را اظهار فرموده‌ايم ، ترتيب و تأسيس عدالتخانه‌ى دولتى براى اجراى احكام شرع مطاع و آسايش رعيت از هر مقصود مهمى واجب‌تر است . بالصراحه مقرر مىفرماييم براى اجراى اين نيت مقدس قانون معدلت اسلاميه كه عبارت از تعيين حدود و اجراى احكام شريعت مطهره است ، بايد در تمام ممالك محروسه ايران عاجلا داير شود ، بر وجهى كه ميان هيچ‌يك از طبقات رعيت فرقى گذاشته نشود و در اجراى عدل و سياسات به‌طورى كه در نظامنامه‌ى اين قانون اشاره خواهيم كرد ، ملاحظه‌ى اشخاص و طرفدارىهاى بىوجه قطعا و جدا ممنوع باشد . البته به همين ترتيب كتابچه نوشته‌ى مطابق قوانين شرع مطاع فصول آن را ترتيب و به عرض برسانيد تا در تمام ولايات داير و ترتيبات مجلس آن هم بر وجه صحيح داده شود و البته اين قبيل مستدعيات علماى اعلام كه باعث مزيد دعاگويى ما است ، همه‌وقت مقبول خواهد بود . همين دستخط ما را هم به عموم ولايات ابلاغ كنيد ( شهر ذى القعده 1323 ) . پناهندگان حضرت عبد العظيم ، كه در صورت ادامه‌ى تحصن ممكن بود رخنه‌اى در كار آنان پديد آيد ، به صلاح‌ديد طباطبايى و بهبهانى براى بازگشت به تهران آماده شدند و با جلال و شكوه فراوان به وسيله‌ى كالسكه‌هاى سلطنتى و دربارى و در ميان استقبال پرشور مردم تهران به پايتخت بازگشتند . اما عدالتخانه كه مطبوعات خارجى آن را به پارلمان تعبير و درباره‌ى پيروزى قيام علما و روحانيون در برابر رژيم استبدادى مطالبى نوشته بودند ، تأسيس نشد و مىتوان گفت كه اين موقعيت در حقيقت نتيجه يك آزمايش نيروها و روزنه‌ى اميدى براى مليون و مشروطه‌خواهان در ادامه‌ى كوشش و تلاش اوليه‌ى آنان بود ( ذى القعده سال 1323 هجرى قمرى ) . دومين مرحله‌ى نهضت عين الدوله ، كه نابودى جاه و مقام خود را در پيروزى مليون مىديد ، اگرچه بعد از بازگشت علما و پناهندگان از حضرت عبد العظيم به ديدن علما ( دو سيد ) رفت و اظهار فروتنى نمود و حتى