على اصغر شميم

437

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

علاء الدوله را از حكومت تهران برداشت . ليكن كمى بعد كه از تلاش و كوشش مداوم مليون و آزاديخواهان و انجمن‌هاى سرّى و مخفى آنان آگاهى يافت ، بار ديگر به آزار مليون پرداخت و بر سخت‌گيرى خود افزوده و درصدد برآمد كه به زور سرنيزه از اجتماعات مردم جلوگيرى كند . در ضمن برخورد عده‌اى از تظاهركنندگان با نيروى دولت ، كه براى نجات حاجى شيخ محمد واعظ سخنران بىباك و آزاديخواه از دست سربازان گارد اجتماع كرده بودند ، طلبه‌اى به نام سيد حسين به ضرب گلوله‌ى افسر گارد كشته شد اما مردم سرانجام بر نيروى گارد پيروز شدند و واعظ را آزاد و جنازه‌ى سيد حسين را با خود حمل كردند و در خيابان‌ها به راه افتادند . نيروهاى دولتى به طرف مردم شليك كردند و عده‌ى ديگرى از تظاهركنندگان كشته شدند كه از آن جمله شخصى به نام سيد عبد الحميد بود « 1 » . پيش از بيان حوادثى كه به دنبال تصادم نيروهاى دولتى با مردم روى داد ، بىمناسبت نمىدانيم قسمت‌هايى از نامه‌ى سيد محمد طباطبايى خطاب به مظفر الدين شاه و نامه‌ى ناصر الملك قراگزلو خطاب به طباطبايى را كه حاوى نكاتى درباره‌ى جريان نهضت مشروطه‌ى ايران است ، از كتاب « تاريخ مشروطه » نگارش كسروى در اينجا نقل كنيم : طباطبايى ضمن نامه‌ى مشروح خود ، خطاب به شاه مىنويسد : « اعليحضرتا مملكت خراب ، رعيت پريشان و گدا ، دست تعدى حكام و مأمورين بر مال و عرض و جان رعيت دراز ، ظلم حكام و مأمورين اندازه ندارد . از مال رعيت هرقدر ميلشان اقتضا كند مىبرند ، قوه‌ى غضب و شهوتشان به هرچه ميل و حكم كند از زدن و كشتن و ناقص كردن اطاعت مىكنند . اين عمارت و مبل‌ها ، وجوهات و املاك در اندك زمان از كجا تحصيل شده ، تمام مال رعيت بيچاره است . اين ثروت همان فقراى بىمكنت‌اند كه اعليحضرت بر حالشان مطلع‌ايد در اندك زمان از مال رعيت صاحب مكنت و ثروت شدند . پارسال دخترهاى قوچانى را در عوض سه رى گندم ماليات كه نداشتند بدهند گرفته به تركمان‌ها و ارامنه عشق‌آباد به قيمت گزاف فروختند . ده هزار رعيت قوچانى از ظلم به خاك روس فرار كردند . » « اعليحضرتا ، تمام اين مفاسد را مجلس عدالت يعنى انجمنى مركب از تمام اصناف مردم كه

--> ( 1 ) - هنگام حمل جنازه سيد عبد الحميد تظاهركنندگان نوحه‌سرايى آغاز كردند و از جمله اشعارى كه مىخواندند اين بود : غافل ز ره رسيد و ز هنگامه بىخبر * انگشت حيرتش بشد آنگاه در دهن ناگاه بىملاحظه سلطان فوج دون * تيرى زد آتشين بتن شمع انجمن از نو حسين كشته ز جور يزيد شد * عبد الحميد كشته عبد المجيد ( عين الدوله ) شد بادا هزار مرتبه نزد خدا قبول * قربانى جديد تو يا ايها الرسول