على اصغر شميم
433
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
اروپا در سال 1320 هجرى قمرى ، زمام امور كشور را در دست داشت ، نسبت به آزادىخواهان و مشروطهطلبان ، كه از مدتى پيش به كوشش و فعاليت برخاسته بودند ، به خشونت تمام رفتار كرد و بىاعتنايى او به طبقهى روحانى و شعاير مذهبى موجب آن شد كه بعضى از روحانيون حكم تكفير او را صادر كردند . چون مظفر الدين شاه از سفر اروپا بازگشت ، با خاطرهى ناگوارى كه از سوءقصد نسبت به جان خود در كشور اتريش داشت ، از فعاليت روحانيون و تشكيل انجمنهاى مليون و آزاديخواهان سخت به هراس افتاد و چون دريافت كه امين السلطان مورد تنفر اكثريت روحانيون و روشنفكران و بازاريان است ، در جمادى الثانى سال 1321 هجرى قمرى او را از صدارت انداخت و به خارج از كشور تبعيد نمود و شاهزاده عبد المجيد ميرزا عين الدوله را به مقام صدارت برگزيد و براى آنكه از جنبشها و فعاليتهاى مشروطهخواهان در امان باشد ، دور ماندن از ايران را بر توقف ترجيح داد و مقدمات سفر اروپا را فراهم ساخت و در خفا از روسيه تزارى مبلغى وام گرفت . در غياب شاه ، محمد على ميرزا وليعهد ، نيابت سلطنت را برعهده داشت و عين الدوله كه مردى بسيار مغرور و خودپسند و قلدرمآب بود ، تقريبا زمام امور كليهى كشور را در دست گرفت و به صورت يك ديكتاتور واقعى درآمد و بر آن شد كه از غيبت مظفر الدين شاه كه ممكن بود در برابر خواستههاى مليون و مشروطهخواهان تسليم شود ، براى سركوب كردن نهضت آزادىطلب استفاده كند . اما آزاديخواهان با گذشت و جوانمردى قابل ستايشى در دوران غيبت شاه از كشور از هرگونه اقدام شديد و حاد عليه عين الدوله و دستگاه حكومت خوددارى ورزيدند و همينكه مظفر الدين شاه از اروپا بازگشت ، به كوشش و فعاليت برخاستند . نخستين جريان نهضت انقلابى اولين نداى آزادىخواهى در محرم سال 1323 هجرى قمرى از كرمان به وسيلهى چند تن از روحانيون آن شهرستان بلند شد . حاكم آن شهر شاهزاده ركن الدوله به آزار آنان برخاست و طى شورش و بلوا چند تن كشته شدند . محمد على ميرزا نايب السلطنه حكمران كرمان را به تهران خواست و ظفر السلطنه را به آن شهر فرستاد . او با شدت و خشونت به فرونشاندن آتش شورش پرداخت . همينكه خبر نهضت كرمان به تهران رسيد ، انجمنهاى مليون كه چندى بود به رياست دو تن از علماى مشروطهخواه تهران سيد عبد اللّه بهبهانى و سيد محمد طباطبايى تشكيل مىشد ، تصميم گرفتند از شاه كه تازه از سفر اروپا بازگشته بود ، عزل ظفر السلطنه را از حكومت كرمان بخواهند و عريضهاى در آن باب به شاه نوشتند . عين الدوله عريضه را توقيف كرد و درصدد جلوگيرى از مقاصد مليون برآمد و چند تن از