على اصغر شميم
431
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
برادر خود محمد على ميرزا ، پادشاه مخلوع قاجار به كار انداخت « 1 » . نمونهى ديگر از همكارى مصلحتى متنفذين و رجال برجستهى رژيم استبدادى با آزاديخواهان را از قلم دكتر مهدى ملكزاده نويسندهى كتاب « زندگى ملك المتكلمين » در اينجا نقل مىكنيم : موضوع ديگرى كه مورد توجه مجمع آزاديخواهان قرار گرفت اين بود كه از اختلافات سياسى و دستهبندىهايى كه ما بين طبقهى متنفذ در كار بود ، به نفع آزادى و برقرار كردن حكومت ملى استفاده نمايند و از همه مهمتر ، مخالفت طرفداران ميرزا على اصغر خان اتابك با عين الدوله صدراعظم وقت بود ، بهطورى كه در « تاريخ مشروطيت » تأليف دكتر ملكزاده ، بهطور مفصل نگاشته شده ، عين الدوله مردى بود مستبد و متنفذ ، شديد العمل و مورد كينهى عموم آزاديخواهان . . . و چون فوق العاده صرفهجو و خسيس بود ، پولى هم به جيب آخوندهاى دربارى نمىريخت و اعتناى زيادى هم به آنها نمىكرد . بنابر همين حقيقت بود كه عدهى زيادى از متنفذين ، علما و اعيان كه باطنا طرفدار ميرزا على اصغر خان اتابك بودند و از پول سرشارى كه از طرف او به آنها داده شده بود ، دستگاه رياست خود را به كار انداخته بودند ، از عين الدوله ناراضى و بر ضد او اظهار تنفر و مخالفت مىنمودند . « بهطورى كه باصر السلطنه براى نگارنده حكايت كرد ، اتابك در موقع حركت از ايران مبلغ زيادى ما بين علماى متنفذ دربارى قسمت كرد و اعتبار زيادى براى پيشرفت منظورى كه داشت يا به عبارت ديگر براى اينكه مجددا مسند صدارت را اشغال كند ، در اختيار كاركنان خود گذارد ، . . . اين بود كه يك هدف مشترك ما بين آزاديخواهان و طرفداران ميرزا على اصغر خان اتابك پديدار گشت و آن هدف مشترك ، مخالفت با عين الدوله بود . پس طبعا اين دو دسته كه هر كدام منظور خاصى داشتند و مرام آنها با يكديگر متباين بود ، به حكم اجبار باهم نزديك شدند » . نكتهى قابل ذكر اين است كه بروز اختلاف و تفرقه در ميان افراد و گروههايى كه در مدتى از زمان براى پيش بردن انقلاب سياسى در كنار يكديگر قرار مىگيرند ، در تمام كشورهاى جهان و انقلاباتى كه در ممالك ديگر دنيا روى داده نظاير زياد دارد و اين امر منحصر به انقلاب ايران نبوده است . كسانى كه تاريخ انقلاب فرانسه را در پايان قرن هجدهم و نيمهى اول قرن
--> ( 1 ) - يكى از معمرين سوسيال دموكرات همدان مىگفت كه سالار الدوله بار اول كه در سيماى مشروطهخواه به همدان تاخت اموال منقول يكى از خوانين قراگزلو را كه منسوب به دستگاه استبداد بود ، غارت كرد و بار دوم كه با ماهيت حقيقى خود براى كمك به محمد على ميرزا پادشاه مخلوع به همدان آمد ، باز هم دست به چپاول و غارت اموال همان خان قراگزلو زد ، زيرا در اين روزگار خان مزبور به حكم اجبار و براى حفظ دارايى و املاك خود به لباس مشروطهخواهان درآمده بود .