على اصغر شميم
404
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
سهل است آن را نيز حرام تصور مىنمودند ، اين هنر رو به ضعف نهاد . تنها برخى اهل عمل بوده و نوازندگى مىكردهاند آن هم در خفا كه مورد تكفير واقع نشوند و اين بزرگترين لطمهاى است كه به موسيقى ما رسيده و جلوى پيشرفت آن را گرفته است « 1 » » . از دورهى سلطنت كريم خان زند كه دوران آسايش و امنيت و رفاه عمومى بوده ، بر اثر تشويق آن پادشاه سادهدل و رعيتنواز ، بار ديگر موسيقى مورد توجه قرار گرفته و بنا به نقل بعضى از مورخان زنديه ، كريم خان هنگام عمران شيراز و كشيدن حصار به دور آن شهر ، دستور داده بود تا براى رفع خستگى كارگران دستههاى متعدد از سازندگان و نوازندگان به خوانندگى و نوازندگى در ميان كارگران بپردازند و خود آن پادشاه باذوق نيز از شنيدن الحان موسيقى ، بهخصوص ترانههاى محلى لذت بسيار مىبرد و شخصى به نام پرى خان از موسيقىدانان مشهور آن عصر بوده است . دلبستگى به موسيقى و عشق به شنيدن آهنگها و الحان روحپرور امرى فطرى و طبيعى است و هيچ عاملى نمىتواند آن را از ميان بردارد ، ليكن موسيقى نيز مانند ساير امور ذوقى و هنرى تابع تحولات اجتماعى و سياسى و نيز تابع وضع اقتصادى است . در هر زمان كه زندگى مردم قرين رفاه و آسايش بوده ، در برابر موانع و مشكلات اجتماعى و سياسى ، موسيقى نيز دچار تحول و تطور گرديده و به هر تقدير به صورتى خاص جلوه كرده است . چنانكه در دورهى قاجار كه جامعهى ايرانى ، به شرح مندرج در آغاز اين فصل ، يك جامعهى مذهبى بود ، موسيقى نيز رنگ و جلوهى مذهبى به خود گرفت و گوشهها و آهنگهاى موسيقى ايرانى از دستگاههاى مختلف با عبارات منظوم مذهبى توأم گرديد و به وسيلهى بازيگران ( شبيهخوانان ) نمايشهاى مذهبى ( شبيهخوانى ) كه اكثرا داراى صوت خوش و دلنشين بودند ، اجرا مىشد و بدينترتيب آهنگها و ترانههاى غمانگيز مذهبى گوش به گوش و سينهبهسينه نقل و به وسيلهى اطفال و جوانان در كوچه و بازار خوانده مىشد و در برابر آهنگها و ترانههاى شورانگيز و نشاطآور محلى ، كه از ديرباز در ميان ايلات و عشاير و مردم روستانشين نواحى مختلف ايران رواج داشته ، موسيقى جديدى بهوجود آمده كه آن را مىتوان موسيقى مذهبى ناميد . چنانكه بالاتر اشاره كرديم ، نمايش مذهبى يا شبيهخوانى از نوع نمايشهاى منظوم آهنگدار بود و كارگردان نمايش در كار خود مهارت كامل داشت و چون شبيهخوانى مورد توجه و علاقهى خاص ناصر الدين شاه واقع شد و رنگ اشرافيت و تجمل به خود گرفت ، رهبران
--> ( 1 ) - « سرگذشت موسيقى ايران » ، بخش اول ، نگارش روح اللّه خالقفى ، چاپ 1333 ، صفحهى 14 - 15 .