على اصغر شميم

391

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

مفصلا محامد صفات و فضايل اخلاق حاج ميرزا آغاسى صدراعظم محمد شاه را ستوده اما بعد از او قصيده ( اى ) در مدح اميركبير ساخته و اشاره به وزير معزول كرده گويد : به جاى ظالمى شقى نشسته عادلى تقى * كه مؤمنان متقى كنند افتخارها « 1 » قاآنى زمان سه پادشاه قاجار يعنى فتحعلى شاه و محمد شاه و ناصر الدين شاه و چند شاهزاده‌ى عالىمقام و چند تن از صدور آن دوره مانند حاجى ميرزا آغاسى و اميركبير و ميرزا آقا خان نورى را درك كرده و درباره‌ى آنان مدايحى سروده و در حقيقت شعر و شاعرى را وسيله‌ى امرارمعاش قرار داده و بدين‌ترتيب از ارزش مقام ادبى خويش در نظر مردم آزاده و آزادمنش كاسته است . اين شاعر و ناظم بزرگ دوره‌ى قاجاريه ، به سال 1270 قمرى « 2 » در تهران بدرود حيات گفت و علاوه بر ديوان اشعار ، مجموعه‌اى حاوى قصص و پند نصايح به سبك گلستان سعدى زير عنوان پريشان از خود به يادگار گذاشت . چند بيت زير از قصيده‌ى غرّاى قاآنى كه درباره‌ى سفر جنگى محمد شاه به هرات سروده شده است ، نقل مىشود : سخن گزافه چه رانى ز خسروان كهن * يكى ز شوكت شاه جهان‌سراى سخن مهين خديو محمد شه آفتاب ملوك * سپهر عز و معالى جهان فهم و فطن هزار لجه نهنگ است در يكى خفتان * هزار بيشه هژبر است در يكى جوشن بزرگ همت او خرد ديده ملك جهان * فراخ دولت او تنگ كرده جاى حزن « 3 » فروغى بسطامى - ميرزا عباس فرزند آقا موسى ، به سال 1213 قمرى در عتبات به دنيا آمد . پدرش از ملازمان دربار آغا محمد خان قاجار بود كه به سبب صراحت لهجه از دربار اخراج گرديد و به عتبات رفت . ميرزا عباس تحصيلات مقدماتى را در نجف آغاز نمود و چون پدرش را از دست داد ، به ايران آمد و در اوان جوانى مدتى در مازندران نزد عموى خود دوستعلى خان كه از عمال حكومتى عصر فتحعلى شاه بود ، بسر برد و غالبا به مطالعه‌ى ديوان اشعار سعدى و حافظ مىپرداخت و گاهى شعر مىگفت و تخلص او مسكين بود . دوستعلى خان وسيله‌ى شرفيابى مسكين را به حضور فتحعلى شاه فراهم ساخت و شاه او را به خراسان نزد شجاع السلطنه فرمانفرماى آن ايالت فرستاد و چنان‌كه در شرح حال قاآنى

--> ( 1 ) - تاريخ ادبيات ايران ، تأليف اداورد براون ، ترجمه رشيد ياسمى ، چاپ دوم ، 1329 ، صفحه‌ى 234 . ( 2 ) - ابراهيم صفايى در « تاريخ نهضت ادبى ايران » تاريخ وفات قاآنى را سال 1272 قمرى ثبت كرده است . ( 3 ) - تاريخ « نهضت ادبى ايران » به قلم ابراهيم صفايى ، چاپ دوم ، تهران .