على اصغر شميم

380

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

بود و مال التجاره ايران به مقصد روسيه و لهستان و آلمان و اتريش و بالكان به وسيله‌ى بحريه تجارتى روسيه به باكو و يا استراخان ( هشترخان ) و از آنجا به وسيله‌ى راه‌آهن به بازارهاى داخلى روسيه و ممالك اروپاى شرقى حمل و كالاهاى روسيه نيز از همين طريق و نيز از راه جلفا و تبريز به ايران وارد مىشد و به همين جهت رشت و تبريز از مراكز عمده‌ى بازرگانى ايران با روسيه و اروپاى شرقى و رونق و اهميت بازارهاى آن دو شهر به مراتب از پايتخت بيشتر بود . بازار عمده‌ى صادراتى و وارداتى ايران در غرب شهر باختران بر سر راه ولايات غربى و مركزى و تهران به بغداد بود و قسمتى از دادوستد ايران و عثمانى از طريق باختران و قسمتى نيز از طريق خوى - بايزيد - ارزروم صورت مىگرفت . خليج‌فارس ، درياى باز و آزاد و بزرگ‌ترين دروازه‌ى تجارت خارجى ايران تقريبا به‌طور انحصار در اختيار بحريه‌ى تجارتى انگلستان و بنادر ايران در آن دريا به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم زير نفوذ سياسى و اقتصادى آن دولت و بندر محمره ( خرمشهر كنونى ) و بندر بوشهر و بندرعباس از مراكز ورود و خروج كالا و مال التجاره بود و كالاى انگليس و هند و كشورهاى تابع بريتانيا از اين طريق وارد ايران مىشد . پس از اعطاى امتياز اكتشاف و استخراج نفت جنوب به دارسى و انتقال آن امتياز به انگليسىها به تدريج بندر محمره و سپس جزيره و قصبه‌ى آبادان مركز فعاليت تجارتى انگليسىها گرديد و مقارن نهضت مشروطه‌طلبى در ايران ، شركت نفت انگليس و ايران دامنه‌ى نفوذ خود را در خوزستان و مناطق نفت‌خيز جنوب بسط داد . III اوضاع فرهنگى مقدمه جمود فكرى كه بر جامعه‌ى ايرانى از عصر صفويه يعنى از اوايل قرن دهم هجرى چيره شده بود ، همچنان ادامه يافت و در برابر رونق بازار علوم دينى و منقول ( احاديث و اخبار و امثال آن‌ها ) رغبت و توجه به علوم عقلى و معقول از قبيل حكمت و فلسفه و علوم طبيعى و رياضيات روزبه‌روز كمتر شد . زيرا نه‌تنها محيط اجتماعى براى رشد فكرى و عقلى متناسب نبود ، بلكه بر خلاف دوران پرشكوه پادشاهان آل بويه و آل زياد و سلاجقه كه دربار آنان مركز تجمع علما و دانشمندان بود و هر امير و پادشاهى از مصاحبت فضلا و دانشمندان بر ديگر اميران و سلاطين عصر خود مباهات مىكرد ، از جانب پادشاهان صفويه هيچ‌گونه تشويق و پشتيبانى از