على اصغر شميم
372
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
شاهى برابر با پنجاه دينار و در حقيقت هر قران برابر با هزار دينار بود . دو شاهى را صد دينارى و چهار شاهى را عباسى مىخواندند و ده قران مساوى بود با يك تومان . اصطلاح ريال در بعضى از شهرستانها معمول بود و در مورد يك قران پنج شاهى گفته مىشد و بدينترتيب دو ريال برابر بود با دو قران و پانصد دينار ( 5 / 2 قران ) . در بعضى از ولايات ايران ده شاهى را شاهى پناباد ( پناهآباد يا پهنآباد ) مىخواندند و مدتها سكههاى سياه كمارزش به نام پول و قاز نيز رايج و يك شاهى معادل بود با دو پول يا پنج قاز ولى به مرور زمان پول و قاز از گردش خارج گرديد . سكههاى نقره عبارت بود از : سكههاى ده شاهى و يك قرانى و دو قرانى و پنج قرانى و بعضى سكههاى كوچك به نام شاهى سفيد كه ارزش آنها به تفاوت زمان از سه شاهى تا يك عباسى ( چهار شاهى ) در تغيير بوده است و سكهى نقرهى ديگر به نام ربعى كه قيمت آن پنج شاهى بود . اما ضرب سكهى نقره در مورد پولهاى كوچك از سال 1319 هجرى قمرى متروك و به جاى انواع سكههاى نقرهى خرد فقط سكههاى يك شاهى و صد دينارى ( دو شاهى ) نيكلى معمول گرديد . علاوه بر سكههاى مزبور ، چون تا تأسيس ضرابخانهى دولتى در زمان ناصر الدين شاه وحدت كامل در سكه و پول بين سراسر نواحى ايران وجود نداشت ، در بسيارى از ايالات و ولايات سكههاى مسى يا نيكلى بين مردم رواج داشته و وسيلهى دادوستدهاى محلى و خردهفروشى بوده است ، مانند جندك كه سكهاى بوده از مس معادل 5 / 12 دينار ( يك چهارم شاهى ) و قراپول ( سياه پول ) كه در دورهى سلطنت فتحعلى شاه رواج داشته و برابر با 25 دينار ( نيمشاهى ) بوده و تا اوايل پادشاهى محمد شاه نيز معمول بوده است . سكههاى طلا كه در عهد قاجاريه به ترتيب زمان رواج يافته عبارت بوده است از : باجاقلى كه براساس سكهى طلاى هلندى به نام دوكا در دورهى فتحعلى شاه ضرب مىشد و ضمنا مقدار زيادى دوكاى طلا نيز در خزانهى دولت و در دست درباريان و احيانا مردم عادى وجود داشت . كشورستان نام سكهى طلا به وزن 18 نخود ( برابر با 456 / 3 گرم ) بوده كه در اواخر سلطنت فتحعلى شاه رواج يافته و سكههاى طلا كه بعدا معمول شده عبارت بوده است از : دو اشرفى و يك اشرفى و پنج هزارى و دو هزارى . دو اشرفى يعنى بزرگترين سكهى طلا در حدود چهل قران ( چهار تومان ) ارزش داشته و البته برحسب نوسانهاى پولى كشور و تناسب بازار بهاى اين سكه و اشرفى و پنج هزارى و دو هزارى طلا در تغيير بوده و ارزش اشرفى تا 25 قران نيز رسيده است . در اوايل دورهى قاجاريه با آنكه ضرابخانهى دولتى وجود نداشته و سكههاى مورد احتياج بازار در هر ولايت و ايالت به وسيلهى خود مردم و بسا نظارت عمال دولت ضرب مىشد ،